مصاحبه با امیر مهرانی؛ از بلاگهای سازمانی تا نقش شبکههای اجتماعی در شرکتها
بلاگ سازمانی بعنوان یکی از ابزارهای قدرتمند ارتباطی در سازمانها در تمام دنیا شناخته می شود. سازمانها با استفاده از بلاگ سازمانی می توانند ارتباطی نزدیک با مشتریان خود برقرار کرده و همچنین نظرات آنها را در خصوص محصولات و خدمات خودشان دریافت کنند. اهمیت این موضوع سبب شد تا با امیر مهرانی؛وبلاگنویسی که به تازگی پا در این راه نهاده و مشغول تحقیق در خصوص بلاگهای سازمانیست مصاحبهای داشته باشیم. پیشاپیش از طولانی شدن این مصاحبه پوزش میطلبیم ولی برای اینکه بتوانیم به خوبی حق مطلب را ادا کنیم مصاحبه را به صورت کامل منتشر میکنیم.
امیر مهرانی کیست؟ 
او در وبلاگ شخصی خود میگوید :
من متولد اردیبهشت ۱۳۵۹ در تهران هستم. از کودکی ام چیزهایی به خاطر دارم. بازی مورد علاقه ام لگو بوده که هنوز هم هست. بزرگتر که شدم از ساختن کیتهای الکترونیکی لذت می بردم و سعی می کردم همه چیز را به همه چیز وصل کنم.
تنها دستگاه الکترونیکی که جرات نداشتم با پیچ گوشتی بازش کنم تلویزیون بود چون می دونستم که چندین هزار ولت برق آماده است تا پودرم کنه. هیچوقت ذهنم از فکر کردن متوقف نمی شه. از بچگی همینطور بودم. شبها که می خواستم بخوابم، طرح اختراع یک دستگاه جدید را در ذهنم مجسم می کردم و باز شب بعد همین اتفاق می افتاد. حالا همین فکر کردن نیرویی است که مرا به جلو می برد.
فعالیت حرفه ای من از سال ۱۳۷۹ در زمینه راه اندازی و مدیریت شبکه های کامپیوتری آغاز گردید و در سال ۱۹۹۹ مدرک MCSE NT4.0 را دریافت نمودم. در طول این مدت در پروژه های فراوانی در زمینه های مختلف فعال بوده ام و تاکنون بعنوان مشاور و مجری در بخشهای خصوصی و دولتی حضور داشته ام. در حال حاضر به مباحث مرتبط با رسانه های اجتماعی و کاربردهای آن برای شرکتها و سازمانها بسیار علاقمند شده ام و حرکت من بیشتر به سمت تدوین استراتژی های آنلاین برای شرکتها می باشد.
برای آشنایی با کارهای اجرایی او میتوانید به این صفحه مراجعه کنید.
ضمن تشکر از شما برای قبول مصاحبه به عنوان سوال اول میخوام ازتون بپرسم که اصلاً چی شد به فکر تحقیق در مورد بلاگهای سازمانی افتادید؟
خیلی از منابعی که من اطلاعاتم را از آنها دریافت می کنم بلاگهای شرکتی هستند و یا افرادی هستند که در شرکتها کار می کنند و تحت نام آن شرکت بلاگ دارند. این نکته همیشه برایم جالب بود این شرکتها چرا و چطور روی این موضوع سرمایه گذاری می کنند و اطلاعات دادن به این شکل در بلاگها چقدر برایشان اهمیت دارد؟
از طرفی خودم هم به عنوان یک وبلاگ نویس به این نتیجه رسیده بودم که بلاگ تخصصی کمک بزرگی می کنه در ارائه مفاهیم و دریافت بازخورد. قبل از اینکه این موضوع را هم شروع کنم با بلاگهای شرکتهای بهساد و رادمان آشنا بودم و مطالب آنها را دنبال می کردم و برایم جالب بود که مدیران عامل این دو شرکت چطور از بلاگ برای به اشتراک گذاری تجربیاتشان استفاده می کنند. این بود که این موضوع مرا جذب کرد.

چرا شرکتها باید بلاگ داشته باشند؟
این موضوع چندین دلیل دارد. ظهور وب ۲ و قابلیتهای آن محیط وب را از یک محیط یکطرفه ( انتشار محتوا فقط از طرف مدیران سایتها) به یک محیط تعاملی تبدیل کرده پس راه حلهای سنتی و شکل سنتی انتشار اخبار یک سازمان دیگر جذابیتهای گذشته را ندارد.
همچنین انتشار اخبار بصورت سنتی، دارای یک لحن رسمی است و نمی تواند جنبه های مختلف فعالیت یک شرکت را بازنمایی کند. لحن صمیمی و غیر رسمی در یک بلاگ می تواند مشتریها و مخاطبین را بیشتر به موضوع فعالیت سازمان جذب کند و باعث شکل گیری یک شخصیت انسانی از شرکت در ذهن مخاطب شود.
بلاگها به دلیل محتوی پویایی که دارند، در موتورهای جستجو دارای رتبه بالاتری نسبت به سایت خواهند بود و به همین دلیل می تواند منبع جذب ترافیک خوبی باشند.
با ایجاد یک بلاگ، یک سازمان می تواند صدای مخاطب خود را از طریق دریافت بازخورد در مورد محصولات، خدمات و فعالیتهایش بشنود.
آیا نوع فعالیت شرکتها در این مورد مهمه؟ یعنی داشتن بلاگ سازمانی برای هر نوع شرکتی میتونه مفید باشه؟
جوابم به این سوال بله است. در حالت تئوری هر شرکتی می تونه بلاگ داشته باشه. اما نباید انتظار داشت که بلاگ یک سازمان خرده فروش با یک سازمان دولتی، یک سازمان خیریه و یا یک سازمان که مواد اولیه در اختیار دیگر کسب و کارها قرار می دهد یکی باشد. هر سازمانی بسته به نوع کار و نوع مخاطب، بلاگ متفاوتی خواهد داشت. اما در شرایط واقعی باید این نکته را در نظر داشت که راه اندازی مستلزم صرف هزینه (زمانی و مالی) خواهد بود. شاید در بعضی از شرایط برای کسب و کارهایی توجیه صرف هزینه برای راه اندازی یک بلاگ وجود نداشته باشد.
از بین شرکتهای خارجی و داخلی میتونید شرکتهایی مثال بزنید که بلاگ سازمانی در رشد و پیشترفشون نقش مهمی داشته؟
شرکتهایی که بلاگ دارند را باید به دو دسته تقسیم کنیم. شرکتهایی که دارای اسم و رسم و سهم قابل توجهی از بازار بوده اند که از بلاگ سازمانی به عنوان ابزاری نوین برای حفظ ارتباط با مخاطبهای خود استفاده کردند. در واقع استفاده از بلاگ برای این دسته از شرکتها موقعیتی بود تا بتوانند ارتباط مستمری با مخاطبان خود داشته باشند. این شرکتهای مثل مایکروسافت، اوراکل، جنرال الکتریک، و شرکتهای مشابه هستند.
دسته دوم شرکتهایی نوپایی هستند که خدمات جدیدی ارائه می کنند و بلاگ برای آنها تنها راه ارتباطی با مخاطبانشان است. در واقع بلاگ برای شرکتهای نوپا تنها محلی است که آنها می توانند از طریق آن با دنیای بیرون خود صحبت کنند. از جنبه روابط عمومی این ارزانترین و موثرترین روش برای برقراری ارتباط یک شرکت با مخاطبهای خود است. در حال حاضر تمام شرکتهای تازه تاسیس از بلاگ برای ارتباط با مخاطب استفاده می کنند. در واقع بلاگ از مرحله تاثیر گذاری و ایجاد تحول در کسب و کار یک شرکت گذشته و به یک الزام تبدیل شده. بخصوص که در زمان بروز بحران برای یک شرکت (بروز مشکل در خدمات و یا محصولات) بلاگ می تواند نقطه خوبی برای اطلاع رسانی باشد.
اگه بخوایم مراحل ایجاد بلاگ سازمانی رو به اختصار نام ببریم شامل چه فعالیتهایی هست؟
اولین قدم اینست که بدانیم بلاگ برای شرکت ما دقیقا چه کاری انجام می دهد. ممکن است نوع مخاطبهای شرکت به شکلی باشد که بودن یا نبودن بلاگ تاثیری بر مخاطب نداشته باشد.
قدم دوم مشخص کردن اهداف بلاگ است. اینکه در بلاگ قرار است بیشتر برچه موضوعی تکیه شود. کدام دسته از مخاطبها هدف است. حدود موضوعهایی که در بلاگ باید مطرح شود چیست و مواردی از این دست.
قدم سوم انتخاب ابزار مناسب است. برای ایجاد بلاگ ابزار مناسب باید قابلیتهای ساده و در عین حال حرفه ای را در اختیار نویسندگان قرار دهد. این موضوع به این دلیل مهم است که نویسندگان بلاگ الزاما متخصصین کامپیوتر نیستند. همچنین یک ابزار بلاگ باید Search Engine Friendly باشد تا مطالب نوشته شده در آن در موتور جستجو بخوبی Index شود.
قدم چهارم تعیین تیم تحریریه است که البته بسته به اندازه سازمان ممکن است یک نفر یا بیشتر باشد. تیم تحریریه تقویم مطالب را تدوین می کند، مطالب را دریافت می کند یا می نویسد و بعد از بررسی در بلاگ منتشر می کند. وجود تیم تحریریه از این بابت اهمیت دارد که بر انتشار مطالب در بلاگ نظارت داشته باشد. بلاگ سازمان بعنوان بخشی از وجهه بیرونی شرکت نمایشگر شخصیت شرکت است پس مهم است که در آن چه مطلبی منتشر میشود.
قدم پنجم سیاست دریافت نظرات است. اینکه اصولا شما می خواهید امکان ارسال نظرات از طرف خوانندگان را در اختیار آنها بگذارید یا نه. اگر امکان ثبت نظرات را می دهید در مقابل انتقادات چطور پاسخ خواهید داد؟
قدم ششم معرفی بلاگ سازمانی است. تا شما به مخاطبهای خود نگویید که بلاگتان را راه اندازی کرده اید آنها متوجه نخواهند شد.
در نهایت هم باید آمار بازدید از بلاگ را زیر نظر بگیرید تا بدانید که چه استراتژی باید برای افزایش بازدید اتخاذ نمایید. در بسیاری از مواقع کلماتی که جستجو شده می تواند به شما ایده بدهد. یا اینکه در چه سایتهایی بیشتر به مطالب بلاگ شما لینک داده اند می تواند بسیار مفید باشد.
در وبلاگ شخصیتون خوندم که در مورد اشتباهاتی که هنگام ایجاد بلاگ سازمانی برای شرکتها ممکنه پیش بیاد هم مقالهای نوشته بودید، میشه اینجا هم یه بار دیگه اون اشتباهات رو به صورت خلاصه ذکر کنید؟
مهمترین اشتباه که اتفاقا در بلاگهای شرکتی ایرانی زیاد با آن برخورد می کنیم، اینست که بلاگ شرکت روی یک سرویس رایگان راه اندازی شود. این موضوع هم ترافیک را بجای اینکه به سایت شما سرازیر کند به سمت سرویس بلاگ سرازیر می کند. از طرفی با این کار شما هویت یکپارچه شرکت خود را زیر سوال برده اید.
در بلاگ سازمانی نباید به شکل مستقیم در مورد محصولات تبلیغ کرد. حقیقت اینست که افراد برای کسب دانش به سمت بلاگ شما خواهند آمد نه برای خودستایی از محصول یا خدمت خودتان.
استفاده از لحن رسمی در بلاگ هم اشتباه دیگر است. لحن رسمی مخصوص اخبار است و نه بلاگ.
نبود صفحه درباره هم از ایراداتی است که باعث سردرگمی مخاطبان می شود. خواننده بلاگ می خواهد بداند که با چه موضوعهایی باید روبرو شود، نویسندگان چه کسانی هستند، اهداف بلاگ چیست و …
بهتره بحث رو ببریم به سمت سوشال نتورکها یا همون شبکههای اجتماعی ، شبکههای اجتماعی در چند سال رشد بینظیری داشته، محبوبیتش هم رو به روز در حال بیشتر شدنه ولی متاسفانه به دلایل مختلف که یک موردش عدم اطلاع درست از پتانسیل شبکههای اجتماعی هست از سوی برخی افراد کنار گذاشته میشه، نظرتون در این مورد چیه؟

این محدودیت واقعا تاسف برانگیزه. حرکت دنیا به سمت ایجاد یک فضای باز اطلاعاتی است که هرکس آزاد است در آن فعالیت مورد نظر خود را انجام دهد اما قوانینی هم برای کنترل مرزهای فعالیتها وجود دارد. وجود یک دلیل منفی که اگر هم وجود داشته باشد باعث نمی شود روی کل مسئله خط کشیده شود. متاسفانه ما فقط نیمه خالی لیوان را میبینیم. اما متوجه نیستیم که کسب و کارهای دنیا در حال استفاده از قابلیتهای شبکه های اجتماعی برای کسب درآمد بیشتر هستند. متوجه نیستیم که این بستر امکان ثبت و گسترش دانش را تقویت می کند. امروزه مفاهیم خرد جمعی با ظهور شبکه های اجتماعی اهمیت زیادی پیدا کرده و بسیاری از فعالیتهای تحقیقی و اجتماعی با استفاده از این بستر صورت می پذیرد. شما نقش توییتر را در اطلاع رسانی رویدادی مثل زلزله هایتی بررسی کنید. یا در انفجار هتلی در بمبئی.
چند وقت پیش به اتفاق رضا بهرامی نژاد از دوستان بسیار خوبم که مستند ساز برجسته ای هم هست به یک دبیرستان دخترانه رفتیم تا رضا کارگاه فیلمسازی برای بچه های مدرسه برگزار کند. متوجه شدیم که بچه های مدرسه صفحه ای در فیسبوک ایجاد کرده اند و از طریق آن شاگردهای قدیمی مدرسه را پیدا کرده اند که تعدادی شان به افراد بسیار موفقی تبدیل شده اند. بچه های مدرسه می خواستند از طریق همین صفحه آنها را دعوت کنند تا در مدرسه برایشان صحبت کنند. این کاربرد مثبتی است از شبکه های اجتماعی اما متاسفانه نمی توان حرکتهای این چنین را گسترش داد.
به نظر من گوگل ریدر از اون دست شبکههای اجتماعی هست که میشه ازش استفادههای تخصصی زیادی کرد، مثلاً طرحی که از چند روز قبل شروع کردیم با عنوان « خبرخوان مدیریتیها» که اقدام به جمع آوری وبلاگهای تخصصی در زمینهی مدیریت میکنه وعلاقهمندان و دانشجویان مدیریت میتونند از طریق گوگل ریدر مقالات تخصصی رو بخونن، برای دوستانشون بفرستند، نظرشون رو در موردش بگن و … این ایده عملی هست به نظرتون؟ چه پیش نیازهایی میخواد؟
ببینید این خود یک مثال دیگه از کاربرد مثبت شبکه های اجتماعی است. با چه ابزار دیگری می شد به چنین سطحی از تولید و به اشتراک گذاری محتوا رسید؟ ابزارهای سوشیال با سادگی تمام و قدرت بخشیدن به افراد تحول بزرگی را ایجاد کرده اند.
به نظر من طرح شما اگر که درباره آن خوب اطلاع رسانی شود و آموزشهای اولیه ارائه شود می تواند موفق باشد. این حرکات در جهت فرهنگ سازی استفاده از ابزارهای این چنینی برای افراد در رشته های مختلف بسیار ارزشمند است.
خب به عنوان سوال آخر چه حرفی با خوانندگان پرتال آنلاین گروه مدیریت دانشگاه گیلان دارید؟
اول اینکه خوشحالم که این موضوع برای شما اهمیت داشت و بهانه ای شد برای گفتگو. باید بگم که امروزه تکنولوژی بعنوان یک ابزار مهم مدیریتی شناخته میشه. به نظر من درک تکنولوژی و امکاناتی که تکنولوژی در مدیریت می تواند در اختیار مدیران قرار دهد به عنوان یک الزام است.
مدیریت در سالهای اخیر دچار تحول زیادی شده. بعنوان مثال اگر بر مفهوم رهبری تمرکز کنیم، یکی از وظایف رهبر، ایجاد انگیزه در افراد سازمان است. ابزارهایی مثل بلاگ و یا سوشیال نتورکها می تواند ارتباط موثری بین مدیران ارشد و افراد سازمان برقرار کند. برای یک مدیر اطلاع داشتن از شرایط محیط کار یک عامل مهم در تصمیم گیری است که تکنولوژی در این زمینه هم می تواند کمک شایانی به مدیران کند.
در نهایت اینکه فکر می کنم امروزه محدود کردن خود، تنها به مفاهیمی که در دانشگاه ارائه می شود، باعث پیشرفت نمی شود. شناسایی ابزارهای تکنولوژیک می تواند کمک شایانی در گسترش دانش و موفقیت شغلی شود.
مبحث دیگر این موضوع است که ابزارهای سوشیال و بلاگها به شما این اجازه را می دهد تا تخصص خود را بسیار عالی نمایش دهید. بگویید که روی چه موضوعی علاقه دارید کار کنید، تجربیاتتان چه بوده و برنامه های آتی شما چه خواهد بود. این ابزارها به شما کمک می کنند تا به مرجع موضوع مورد نظر خود تبدیل شوید.
امیدوارم که دانشجویان عزیز این مفاهیم را هم در کنار درسهای تعریف شده خود در نظر بگیرند و بتوانند به اندازه سهم خود در محیطی که در آن مشغول بکار خواهند شد تفاوت ایجاد کنند.
خیلی ممنونیم ازتون که وقتتون رو در اختیارمون گذاشتید تا بتونیم ذرهای از تجریباتتون استفاده کنیم.
من هم از شما تشکر می کنم و بسیار خوشحالم که بجای کپی کردن مطالب من در سایتتان این روش خلاقانه را برای انتقال تجربیات استفاده کردید. امیدوارم که مطالبی که بیان کردم مفید بوده باشه.


۲۷٫ اردیبهشت, ۱۳۸۹ 









blog sazmani nashnide bodim….mmm…jaleb bud.
سلام.جالب بود.موفق باشید.