<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>پرتال آنلاین گروه مدیریت دانشگاه گیلان &#187; تئوری‌های مدیریتی</title>
	<atom:link href="http://e-mg.org/category/learning/theory/feed/" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://e-mg.org</link>
	<description>سایت مرکزی گروه مدیریت دانشگاه گیلان</description>
	<lastBuildDate>Sun, 13 May 2012 18:35:19 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.2.1</generator>
		<item>
		<title>توهم مدیریت همزمان امور</title>
		<link>http://e-mg.org/1389/03/simultaneously-manage/</link>
		<comments>http://e-mg.org/1389/03/simultaneously-manage/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 01 Jun 2010 06:30:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدیه تاری</dc:creator>
				<category><![CDATA[تئوری‌های مدیریتی]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[توهم مدیریت همزمان امور]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود مقاله مديريتي]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله مدیریتی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://e-mg.org/?p=847</guid>
		<description><![CDATA[در حین کنفرانس تلفنی که با اعضای هیات‌مدیره داشتم، تصمیم گرفتم که یک ایمیل برای یکی از مشتری‌ها بفرستم. آن ایمیل را فرستادم. ولی چند دقیقه بعد مجبور شدم یکی دیگر نیز بفرستم، زیرا فراموش کردم ضمیمه‌ای را که می‌خواستم به آن الصاق کنم. بعد از ارسال متوجه شدم که این بار ضمیمه مزبور را [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در حین کنفرانس تلفنی که با اعضای هیات‌مدیره داشتم، تصمیم گرفتم که یک ایمیل برای یکی از مشتری‌ها بفرستم. آن ایمیل را فرستادم.</p>
<table style="height: 18px;" dir="rtl" border="0" cellspacing="0" cellpadding="0" width="1" align="left">
<tbody>
<tr>
<td width="100%"></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p>ولی چند دقیقه بعد مجبور شدم یکی دیگر نیز بفرستم، زیرا فراموش کردم ضمیمه‌ای را که می‌خواستم به آن الصاق کنم. بعد از ارسال متوجه شدم که این بار ضمیمه مزبور را اشتباهی فرستاده‌ام، بالاخره ایمیل سوم را ارسال کردم؛ در حالی که توضیحی را در مورد علت اشتباهی بودن ضمیمه نیز به آن افزوده بودم. سرانجام وقتی دوباره روی کنفرانس تلفنی متمرکز شدم دریافتم سوالی را که رییس هیات مدیره از من پرسیده بود، نشنیده‌ام.</p>
<p><img class="aligncenter size-full wp-image-848" title="30-02" src="http://e-guilanmanagementfaculty.com/wp-content/uploads/2010/05/30-02.jpg" alt="" width="300" height="356" /></p>
<p>واقعیت آن است که در حال مصرف کردن هیچ ماده مخدری نبودم، ولی تفاوتی نمی‌کرد. یک مطالعه نشان می‌دهد که هنگام دریافت ایمیل یا تماس‌های تلفنی حواس افراد آنقدر پرت می‌شود که سطح IQ آنها به میزان ۱۰ امتیاز پایین می‌آید. تاثیر این سقوط ۱۰ امتیازی چیست؟ هنگامی‌که فردی یک خواب شبانه را از دست می‌دهد همین قدر IQ او پایین می‌آید و این مقدار دو برابر تاثیری است که مصرف یک ماده مخدر قوی روی IQ افراد دارد.<br />
انجام دادن چند کار در آن واحد، حیله‌ای است که ما به خودمان می‌زنیم، و فکر می‌کنیم که کار بیشتری انجام می‌دهیم. ولی در حقیقت با این کار بازدهی‌مان را حدود ۴۰ درصد پایین می‌آوریم. عملا ما چند کار را با هم انجام نمی‌دهیم، بلکه فقط به سرعت از این کار به آن کار می‌پریم و این عمل فقط بین کارهای ما وقفه‌های بی‌حاصل ایجاد می‌کند و باعث از دست رفتن زمان مفید ما می‌شود.<br />
ممکن است این فکر به ذهن شما بیاید که من با دیگران فرق دارم، زیرا آنقدر این عمل را انجام داده‌ام که در آن مهارت پیدا کرده‌ام (با این استدلال که تمرین زیاد مهارت ایجاد می‌کند).<br />
اتفاقا این اشتباه بزرگ‌تری است، زیرا براساس تحقیقات انجام شده، افراد خبره در انجام چند کار در یک زمان، ناموفق‌تر از تازه کارها هستند. به عبارت دیگر، برعکس همه امور دیگر در زندگی، هر چه تعداد دفعاتی که شما چند کار را با هم انجام می‌دهید بالا رود، مهارت شما در انجام آن پایین خواهد آمد. در این زمینه به‌خصوص، تمرین کردن بر مهارت شما نخواهد افزود و علیه شما عمل خواهد کرد.<br />
تصمیم گرفتم به صورت آزمایشی به مدت یک هفته اصلا چند کار را با هم انجام ندهم تا ببینم چه اتفاقی می‌افتد. چه تکنیک‌هایی کمک خواهد کرد؟ آیا خواهم توانست تمرکز خود را روی یک کار به مدت طولانی حفظ کنم؟ تا حدود زیادی در این کار موفق شدم. اگر در حال مکالمه تلفنی بودم تمام حواسم به این بود که چه می‌گویم و چه می‌شنوم. در طول جلسات هیچ کاری نکردم و فقط روی جلسه متمرکز شدم. انجام هر عملی را که در کار من وقفه ایجاد می‌کرد تا زمان تمام شدن کارم به تعویق می‌انداختم مانند چک کردن ایمیلی که برایم می‌رسید یا پاسخگویی به کسی که می‌خواست وارد اتاقم شود.<br />
در طول هفته به شش نکته جالب پی بردم:<br />
اول اینکه این کار بسیار لذت بخش بود. به ارزش این کار هنگام بودن با فرزندانم بیشتر از هر موقع دیگر پی بردم. هنگام بودن با آنها تلفن همراهم را خاموش کردم و دریافتم که در این حالت چقدر حضور من بین آنها عمیق‌تر خواهد بود. هیچ وقت به این موضوع فکر نکرده بودم که چقدر یک چک کردن ساده ایمیل می‌تواند توجه مرا از افراد و چیزهای دور و برم دور کند. خنده‌دارتر اینکه برای اولین بار متوجه شدم که برگ‌ها هنگام وزش باد چقدر زیبا هستند.<br />
نکته دوم دستیابی به موفقیت‌های قابل ملاحظه در پروژه‌های پیچیده، از قبیل نامه‌نگاری‌ها و هدف‌گذاری‌هایی که به فکر و پشتکار بالایی نیاز دارند، بود. پروژه‌هایی که معمولا من دوست داشتم حواس خودم را از آنها پرت کنم.<br />
سوم اینکه میزان استرس و نگرانی‌های من به طور قابل ملاحظه‌ای پایین آمد. تحقیقات به عمل آمده نشان می‌دهد که انجام دادن چند کار در آن واحد نه تنها ناکارآ است، بلکه استرس‌زا نیز هست. طی این آزمایش من به صحت آن پی بردم. انجام تنها یک کار در یک زمان مشخص با آسودگی و فراغت خاطر همراه بود. من از تحمل سختی نگه داشتن همزمان تعداد زیادی توپ در هوا آزاد شدم. تمام کردن یک کار و رفتن به کار بعدی قوت قلب زیادی به من می‌بخشید.<br />
چهارم، صبر و طاقتم را برای تحمل همه موضوعاتی که احساس می‌کردم انجام آنها یک نوع اتلاف وقت است از دست دادم. یک جلسه یک ساعته به طرز پایان‌ناپذیری طولانی به نظر می‌آمد. یک گفت‌وگوی بیهوده و کسل‌کننده برایم بسیار مشقت بار بود. تمرکز و عجله‌ام برای به انجام رساندن کارها بسیار بالا رفت. از آن به بعد هنگامی ‌که کاری برای انجام دادن نداشتم خیلی سریع‌تر حوصله‌ام سر می‌رفت. تحمل زمان‌های بیهوده تلف شده را نداشتم.<br />
پنجم، برای کارهایی که احساس می‌کردم مفید و لذت بخش هستند حوصله بی‌اندازه‌ای پیدا کرده بودم. زمانی که به درد دل‌های همسرم گوش می‌دادم دیگر به هیچ موضوعی فکر نمی‌کردم و برای انجام هیچ کار دیگری عجله نداشتم. زمانی که ذهن من درگیر یک مساله مشکل بود، تا حل کامل مساله با پشتکار به آن می‌چسبیدم. هیچ چیز دیگری برای جلب توجه من در حال رقابت نبود، بنابراین با خیال راحت می‌توانستم روی موضوعی که کار می‌کردم متمرکز بشوم.<br />
ششم، هیچ ضرر و زیانی در کار نبود. با انجام ندادن چند کار در یک آن چیزی از دست ندادم. هیچ پروژه ای ناتمام رها نشد و هیچ‌کس از دست من به خاطر به تاخیر انداختن پاسخگویی به تلفن یا ایمیل آنها عصبانی و ناراحت نشد.<br />
چرا از همین لحظه انجام چند کار در آن واحد را متوقف نمی‌کنیم؟<br />
به عقیده من، پافشاری ما برای انجام چند کار در آن واحد به این خاطر است که مغز ما خیلی سریع‌تر از دنیای بیرون حرکت می‌کند. تعداد کلماتی که در یک دقیقه شما می‌شنوید بیشتر از تعدادی است که دیگران حین صحبت ادامی‌کنند. ما کارهای زیادی برای انجام داریم، پس چرا باید وقت تلف کنیم؟ چرا نباید زمانی که پای تلفن در حال گوش دادن به سخنان طرف مقابلمان هستیم، از قدرت مغزی خارق‌العاده مان جهت برنامه‌ریزی برای تعطیلاتمان استفاده کنیم؟<br />
آنچه از فهمیدن آن غفلت می‌کنیم این است که در حال حاضر ما از قدرت مغزمان برای یادگیری مسائل دقیق و حساس، فکرکردن در مورد آنچه که می‌شنویم، افزایش خلاقیت‌مان و وصل ماندن به اتفاقاتی که در اطراف ما می‌گذرد استفاده می‌کنیم. ما از قدرت مغزی مازادی برخوردار نیستیم و غافل شدن از آن نتایج منفی در پی دارد.<br />
چگونه باید در برابر وسوسه‌ها مقاومت کنیم؟<br />
اولین و اجرایی‌ترین پیشنهاد: بهترین روش برای دور ماندن از چیزهایی که تمرکز ما را به هم می‌ریزند و در کارمان وقفه ایجاد می‌کنند این است که آنها را متوقف کنیم. برای مثال؛ من کارهایی مانند نوشتن را که نیاز به تمرکز بیشتری دارند معمولا ساعت ۶ صبح در حالی که اینترنت بی سیمم را قطع کرده‌ام و تلفن‌همراهم نیز خاموش است انجام می‌دهم. در حین رانندگی، تلفن‌همراهم را در داخل داشبورد قرار می‌دهم. آیا به نظر شما این کارها برای ترک انجام چند عمل در یک لحظه مفید هستند؟ شاید. اما بسیاری از ما نباید به خودمان اعتماد کنیم.<br />
دومین پیشنهاد با قابلیت اجرایی کمتر: به عنوان یک امتیاز از شتاب بیشتر در انجام کارها بهره بگیرید. برای خودتان ضرب‌الاجل‌های کوتاه تعیین کنید. همه جلسات را در نیمه قطع کنید. تنها یک سوم از زمانی را که فکر می‌کنید برای به انجام رساندن یک کار نیاز دارید، برای خود در نظر بگیرید.<br />
هیچ چیزی مثل ضرب‌الاجل، جریان کارها را سرعت نمی‌بخشد. زمانی که کارها با سرعت در حال انجام هستند، اگر روی آنها متمرکز نشویم هیچ کاری از دستمان بر نخواهد آمد. شما تا به حال چند نفر را دیده‌اید که حین دویدن در یک مسابقه دو در حال ارسال پیام کوتاه باشد؟ اگر واقعا شما فقط ۳۰ دقیقه زمان تا به پایان رساندن یک سخنرانی داشته باشید آیا فکر می‌کنید که باید آن را یک ساعت طول بدهید، آیا شما بعد از این به تلفن‌های بی موقع و وقفه انداز پاسخ خواهید داد؟<br />
با اینکه انجام چند کار در آن واحد بسیار پراسترس است، جالب است که انجام دادن یک کار با زمان محدود از استرس شما کم خواهد کرد. به عبارت دیگر، هر چه زمانی که جهت انجام کارها به خودتان می‌دهید کمتر باشد، بازدهی و آرامش شما بالا خواهد رفت.<br />
بالاخره، یادآوری اینکه هیچ‌کدام از ما کامل و بدون عیب نیستیم بسیار خوب است. اگر هم هرازچندی، چند کار را به طور همزمان انجام دادید اشکالی ندارد. هنگامی‌که من در حال نوشتن این مطلب بودم پسر کوچکم از من خواست که فیلم مورد علاقه اش را در کامپیوترم برایش پخش کنم. اینطور شد که من در حالی نوشتن این مطلب را در سمت چپ مانیتورم تمام می‌کنم که پسرم هم در حال تماشای فیلمش در سمت راست آن است.<br />
بعضی اوقات، مقاومت کردن در برابر انجام ندادن چند کار در یک لحظه غیرممکن است.</p>
<address><span style="color: #333333;"><em>منبع : روزنامه دنیای اقتصاد</em></span></address>
<address><span style="color: #333333;"><em><span style="color: #003366;">نویسنده:  پیتر برگمن-</span><span style="color: #000000;">Harvard Business Review</span><br />
<span style="color: #003366;"> مترجم: عاطفه کردگاری</span></em></span></address>
<hr />

<strong>آیا <a href="http://shamag.ir">شامگ</a> را دیده‌اید؟ </strong>
<p><small>©  <a href="http://e-mg.org">پرتال آنلاین گروه مدیریت دانشگاه گیلان</a>, 2010. |
<a href="http://e-mg.org/1389/03/simultaneously-manage/">Permalink</a> |
<a href="http://e-mg.org/1389/03/simultaneously-manage/#comments">No comment</a> |
Add to
<a href="http://del.icio.us/post?url=http://e-mg.org/1389/03/simultaneously-manage/&title=توهم مدیریت همزمان امور">del.icio.us</a>
<br/>
Post tags: <a href="http://e-mg.org/tag/%d8%aa%d9%88%d9%87%d9%85-%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%aa-%d9%87%d9%85%d8%b2%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%a7%d9%85%d9%88%d8%b1/" rel="tag">توهم مدیریت همزمان امور</a>, <a href="http://e-mg.org/tag/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d9%87-%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1%d9%8a%d8%aa%d9%8a/" rel="tag">دانلود مقاله مديريتي</a>, <a href="http://e-mg.org/tag/%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d9%87-%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%aa%db%8c/" rel="tag">مقاله مدیریتی</a><br/>
</small></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://e-mg.org/1389/03/simultaneously-manage/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>سی ثانیه از تجارب برایان دایسون</title>
		<link>http://e-mg.org/1389/03/bryan-dyson/</link>
		<comments>http://e-mg.org/1389/03/bryan-dyson/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 31 May 2010 07:01:16 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدیه تاری</dc:creator>
				<category><![CDATA[تئوری‌های مدیریتی]]></category>
		<category><![CDATA[داستان های مدیریتی]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود مقاله مديريتي]]></category>
		<category><![CDATA[سي ثانيه از تجارب برايان دايسون]]></category>
		<category><![CDATA[مدير اجرايي شركت كوكا كولا]]></category>
		<category><![CDATA[مقاله مدیریتی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://e-mg.org/?p=842</guid>
		<description><![CDATA[برایان دایسون &#8211; مدیر اجرایی اسبق شرکت کوکا کولا : هیچ‌وقت از ریسک کردن نهراسیم. چرا که به ما این فرصت را خواهد داد تا شجاعت را یاد بگیریم فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><strong>برایان دایسون &#8211; مدیر اجرایی اسبق شرکت کوکا کولا : </strong><img class="alignleft size-full wp-image-843" title="Coca-Cola-CEO-Bryan-Dyson" src="http://e-guilanmanagementfaculty.com/wp-content/uploads/2010/05/Coca-Cola-CEO-Bryan-Dyson.jpeg" alt="" width="125" height="159" /></p>
<p>هیچ‌وقت از ریسک کردن نهراسیم. چرا که به ما این فرصت را خواهد داد تا شجاعت را یاد بگیریم<br />
فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان بر زمین شوید&#8230;<br />
جنس یکی از آن توپ‌ها از لاستیک بوده و باقی آنها  شیشه‌ای هستند. پر واضح است که در صورت افتادن توپ لاستیکی بر روی زمین، دوباره نوسان کرده و بالا خواهد آمد، اما چهار توپ شیشه‌ای، به محض برخورد، کاملا شکسته و خرد میشوند.<br />
او در ادامه میگوید: &#8221; آن چهار توپ شیشه‌ای عبارتند از خانواده، سلامتی، دوستان و روح خودتان و توپ لاستیکی همان کارتان است &#8221;<br />
در خلال ساعات رسمی روز ، با کارایی وافر به کارتان مشغول شوید و بموقع محل کارتان را ترک کنید. برای خانواده و دوستانتان نیز وقت کافی بگذارید و استراحت کامل و مکفی داشته باشید.<br />
سریعترین راه برای دریافت عشق ، بخشیدن آن است.</p>
<p><em>منبع : <a href="http://modirsara.blogfa.com/" target="_blank">مدیر سرا</a></em></p>
<hr />

<strong>آیا <a href="http://shamag.ir">شامگ</a> را دیده‌اید؟ </strong>
<p><small>©  <a href="http://e-mg.org">پرتال آنلاین گروه مدیریت دانشگاه گیلان</a>, 2010. |
<a href="http://e-mg.org/1389/03/bryan-dyson/">Permalink</a> |
<a href="http://e-mg.org/1389/03/bryan-dyson/#comments">3 comments</a> |
Add to
<a href="http://del.icio.us/post?url=http://e-mg.org/1389/03/bryan-dyson/&title=سی ثانیه از تجارب برایان دایسون">del.icio.us</a>
<br/>
Post tags: <a href="http://e-mg.org/tag/%d8%af%d8%a7%d9%86%d9%84%d9%88%d8%af-%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d9%87-%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1%d9%8a%d8%aa%d9%8a/" rel="tag">دانلود مقاله مديريتي</a>, <a href="http://e-mg.org/tag/%d8%b3%d9%8a-%d8%ab%d8%a7%d9%86%d9%8a%d9%87-%d8%a7%d8%b2-%d8%aa%d8%ac%d8%a7%d8%b1%d8%a8-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%8a%d8%a7%d9%86-%d8%af%d8%a7%d9%8a%d8%b3%d9%88%d9%86/" rel="tag">سي ثانيه از تجارب برايان دايسون</a>, <a href="http://e-mg.org/tag/%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1-%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d9%8a%d9%8a-%d8%b4%d8%b1%d9%83%d8%aa-%d9%83%d9%88%d9%83%d8%a7-%d9%83%d9%88%d9%84%d8%a7/" rel="tag">مدير اجرايي شركت كوكا كولا</a>, <a href="http://e-mg.org/tag/%d9%85%d9%82%d8%a7%d9%84%d9%87-%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%aa%db%8c/" rel="tag">مقاله مدیریتی</a><br/>
</small></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://e-mg.org/1389/03/bryan-dyson/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چگونه مانند یک مدیر ارشد اجرایی بیندیشیم؟</title>
		<link>http://e-mg.org/1389/02/ejraei/</link>
		<comments>http://e-mg.org/1389/02/ejraei/#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 14 May 2010 17:30:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدیه تاری</dc:creator>
				<category><![CDATA[تئوری‌های مدیریتی]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[چگونه مانند يك مدير ارشد اجرايي بينديشيم؟]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://e-mg.org/?p=785</guid>
		<description><![CDATA[همواره این سؤال نزد کارکنان سطوح مختلف سازمانی مطرح بوده است: «چگونه می‌توان پله‌های ترقی را از طریق کسب مقام‌های سازمانی طی کرد؟» پاسخ به این سؤال، ابتدا مستلزم توجه به این نکته است که احراز پست‌های مدیریتی در درجه اول منوط به وجود شایستگی‌های مدیریت در زمینه‌های مختلف فکری، فنی و حرفه‌ای و ارتباطی [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>همواره این سؤال نزد کارکنان سطوح مختلف سازمانی مطرح بوده است: «چگونه می‌توان پله‌های ترقی را از طریق کسب مقام‌های سازمانی طی کرد؟»<br />
پاسخ به این سؤال، ابتدا مستلزم توجه به این نکته است که احراز پست‌های مدیریتی در درجه اول منوط به وجود شایستگی‌های مدیریت در زمینه‌های مختلف فکری، فنی و حرفه‌ای و ارتباطی در کاندیداهای مناصب مدیریتی است. مطالعه و بررسی عملکرد مدیران موفق در عرصه رقابت و کسب و کار جهانی، مؤید وجود یکسری ویژگی‌ها، خصوصیات و توانمندی‌های مختلف در میان آنان بوده که منجر به حصول نتایج مورد نظر و دستیابی به اهداف تعیین شده توسط سازمان‌های تحت مدیریت و رهبری آنها شده است. احصاء و شناسایی ویژگی‌ها و توانمندی‌های مدیران و رهبران جهانی، عمدتاً با تکیه بر عواملی متعدد صورت گرفته است، اما این ویژگی‌ها که از منابع مختلف استخراج شده‌اند، تا حدود زیادی دارای نقاط مشترک و محورهایی یکسان هستند.<br />
بنتون، نویسنده کتاب «چگونه مانند یک مدیر ارشد اجرایی بیندیشیم؟» براساس نتایج بررسی‌های خود، تصریح کرده است که بسیاری از مدیران و رهبران موفق در سازمان‌های مختلف، دارای ویژگی‌هایی مشترک در زمینه‌های مختلف بوده‌اند. این مسئله می‌تواند کلید پاسخگویی به سؤال فوق باشد.<br />
در این کتاب، نویسنده دستیابی به مناصب مدیریتی را به مثابه صعود به قله‌هایی مرتفع دانسته و با طبقه‌بندی ویژگی‌های مدیران برای دستیابی به قله‌های موفقیت و کسب آمادگی لازم در مسیر صعود، در سه مرحله:<br />
- نزدیک شدن به صعود<br />
- در راه صعود<br />
- پر کردن فاصله‌ها<br />
۲۲ ویژگی مهم رفتاری را شناسایی کرده است. او تصریح می‌کند که رئیس و مدیر، به این دلیل به سمت و موقعیت بالایی در سازمان ارتقا یافته است:<br />
- بیشتر از سایرین کار کرده است<br />
- بهتر کار کرده است<br />
- سخت‌تر کار کرده است<br />
- به‌گونه‌ای خودش را از دیگران ممتاز ساخته است<br />
باتوجه به اهمیت این موضوع در سازمان‌ها و بنگاه‌های مختلف، اهم مطالب مندرج در کتاب وی که توسط سازمان مدیریت صنعتی تلخیص شده است، به تفکیک ویژگی‌های احصاء شده در هر مرحله، به قرار ذیل ارائه شده که برای تمامی سطوح سازمان مفید است.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>ویژگی‌های مرحله «نزدیک شدن به صعود»</strong></span><br />
<strong>ویژگی اول: اعتماد به نفس<br />
</strong>- بزرگترین مانع رشد، خودتان هستید.<br />
- مدیران برتر، میل دارند بیشتر با افراد متکی به نفس سروکار داشته باشند.<br />
- رؤسای متزلزل به خود اجازه می‌دهند در محاصره افراد ضعیف قرار گیرند.<br />
- به خود امیدوار باشید و بر اهداف خود متمرکز شوید.<br />
- احساس ترس را در خود فرو نشانید.</p>
<p><strong>ویژگی دوم: کنترل طرز برخورد</strong><br />
- چیز چندانی وجود ندارد که بتوانید بر آن کنترل داشته باشید.<br />
- طرز برخورد، تنها حوزه‌ای است که می‌توانید آن را به کنترل خود درآورید.<br />
- توفیق در کسب و کار، بیشتر مرهون گرایش ذهنی شماست تا قابلیت ذهنی‌تان.<br />
- آهنگ صدا، حالت بدن، نحوه دست دادن، دست نوشته، پیام تلفنی، تفویض اختیار، مدیریت و رهبری در رفتار شما ظاهر شده و انتقال می‌یابد.</p>
<p><strong>ویژگی سوم: پافشاری<br />
</strong>- مدیران موفق، از خصیصه پافشاری، عزم و ثبات قدم برخوردارند.<br />
- پافشاری، لجاجت نیست که منجر به حماقت شود بلکه تعهد به نتیجه است.<br />
- پافشاری، مقاومت در برابر شکست‌ها و دلسردی‌هاست.<br />
نکته: بدانید چه هنگامی پافشاری کنید و چه زمانی دست از پافشاری بردارید.</p>
<p><strong>ویژگی چهارم: مداومت در بهبود وضعیت<br />
</strong>- بهبود مستمر یعنی آموختن چیزهای مهم، مفید و شادی آفرین.<br />
بهبود مستمر منجر به آثار و نتایج ذیل می‌شود:<br />
-سودمند بودن برای دیگران<br />
-افزایش توانمندی<br />
-برخوردار شدن از تفکری خلاق<br />
-افزایش اعتبار تصمیمات و قضاوت‌ها<br />
-افزایش اعتبار نزد افراد</p>
<p><strong>هشدار:</strong><br />
۱٫دانسته‌های خود را صرف افراد بی‌تفاوت نکنید.<br />
۲٫دانش را برای آزردن دیگران نیاموزید.</p>
<p><strong>ویژگی پنجم: صداقت و پایبندی به اصول اخلاقی<br />
</strong>- رهبران موفق از درستکاری و صداقت حمایت می‌کنند.<br />
- آنها ضمن توجه به اصول اخلاقی، نکات ذیل را توصیه می‌کنند:<br />
- کسی را به‌طور عمدی اغوا نکنید<br />
- از گفتن حقیقت خودداری نکنید<br />
- خلف وعده نکنید<br />
- آمرانه برخورد نکنید<br />
- عدم اعتماد شما به دیگران، توجیه کننده عدم اعتماد آنان به شماست<br />
- با خود صادق باشید</p>
<p><strong>ویژگی ششم: اول اندیشه بعد گفتار<br />
</strong>- اندیشیدن پیش از سخن گفتن به معنای تقلید از الگوهای ملال‌آور و خسته‌کننده نیست.<br />
این اقدام باعث می‌شود تا:<br />
-با هوش‌تر به نظر برسید<br />
-قدرت بیان و کلام شما افزایش یابد<br />
-اشتباهات گفتاری شما به حداقل برسد<br />
-امکان مشاهده ضعف دیگران فراهم آید</p>
<p><strong>ویژگی هفتم: خلاقیت</strong><br />
- مدیر عالی، اختیار و آزادی غیرعادی بودن را داشته و می‌تواند خطرمتفاوت بودن را بپذیرد.<br />
- برای الگو بودن نزد کارکنان، باید ویژگی خلاقیت را در خود تقویت کنید.<br />
- خلاقیت برای تحقق و دستیابی به چشم‌انداز آینده، شرط مطلوب و ضروری رهبری است.</p>
<p><strong>ویژگی هشتم: فروتنی در انظار<br />
</strong>- فروتنی، نشانگر اعتماد به نفس است.<br />
- از استعدادها، توانایی‌ها و ارزش خویش، با فروتنی سخن بگویید.<br />
- متواضع بودن به معنی پرهیز از رفتار تصنعی فخر فروشانه و سخنان پرلاف و گزاف است.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>ویژگی‌های مرحله «در راه صعود»</strong></span><br />
<strong>ویژگی نهم: سبک‌شناسی<br />
</strong>?سبک مطلوب عبارت است از: رفتار مناسب در وقت مناسب<br />
?سبک نامطلوب عبارت است از: رفتار یکسان در تمام شرایط<br />
?برای بهره‌مندی از سبک مناسب، به نکات ذیل توجه کنید:<br />
-رفتارتان را تغییر دهید تا سبک شما تغییر کند.<br />
-سبک سایرین را بشناسید (حدس نزنید، سؤال کنید).<br />
-به ظاهر فیزیکی خود توجه کنید.<br />
-طرحی عینی برای نیل به مقاصد خود داشته باشید.<br />
-هماهنگی حرف و عمل خود را به دیگران نشان دهید.</p>
<p><strong>ویژگی دهم: شهامت</strong><br />
- شهامت یعنی ریسک کردن در انجام کارهایی که دیگران از انجام آنها بیم دارند.<br />
- برای افزایش شهامت، بیندیشید، صادق باشید و نظر دیگران را جویا شوید.<br />
- لازم است از قید و بند برخی مرزها، محدودیت‌ها، روش‌ها و ضابطه‌ها خارج شوید.<br />
<strong>نکته:</strong> کمی لجام گسیخته بودن، آسان است فقط دقت کنید که بیشتر مردم چه می‌کنند، آن را انجام ندهید.</p>
<p><strong>ویژگی یازدهم: شوخ طبعی</strong><br />
- شوخ طبعی، عامل یکسان‌سازی برای کوتاه کردن فواصل فرهنگی، مقام و موانع ظاهری است.<br />
- مردم، کسانی را که می‌توانند با آنان بخندند، دوست دارند.<br />
- شوخ‌طبعی، فشار عصبی را کاهش داده و برقراری ارتباط را ساده می‌کند.</p>
<p><strong>ویژگی دوازدهم: نقش آفرینی<br />
</strong>- هر کس در رأس قرار می‌گیرد، تا اندازه‌ای از هنر تئاتر استفاده می‌کند.<br />
- نقش‌آفرینی، یک «راز تجاری» برای مدیران موفق است.<br />
نکات ذیل برای نقش‌آفرینی بیشتر توصیه می‌شود:<br />
- به هنگام مصاحفه، دست افراد را فشرده و نگه دارید تا از این طریق صمیمی‌تر به نظر برسید.<br />
- در برخورد با مدیرتان، تماس چشمی را حفظ کرده، آرام، متین و مصمم باشید.<br />
- طوری بایستید که پرتحرک، جوان و بلندتر به نظر آیید.</p>
<p><strong>ویژگی سیزدهم: جزئی‌نگری<br />
</strong>- هر قدر بالاتر بروید، بیشتر تحت تأثیر مسائل کلان قرار می‌گیرد.<br />
- جزئی‌نگری، به مفهوم دقیق بودن و برعهده گرفتن مسئولیت کامل نتایج اقدامات است.<br />
- آگاهی از جزئیات، برای مدیران اهمیت دارد.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">ویژگی‌های مرحله «پر کردن فاصله‌ها»</span><br />
</strong><strong>ویژگی چهاردهم: خوب کار کردن و میل به رهبری<br />
</strong>- مدیران موفق، کارهایشان را با برتری فنی انجام می‌دهند.<br />
- لازم است که افراد، یک زمینه تخصصی را دنبال کنند.<br />
- در مسیر دستیابی به سطوح مدیریت ارشد، آگاهی از مسائل عمومی در کنار تخصص ضروری است.<br />
نکات ذیل برای تکامل مدیران عالی توصیه می‌شود:<br />
-اعلام صریح انتظارات از کارکنان<br />
-حضور فیزیکی با ظاهری آرام و مطمئن در محیط کار<br />
-ارزیابی خود براساس نظرات دیگران<br />
-پرسش‌های کلیدی از کارشناسان کلیدی</p>
<p><strong>ویژگی پانزدهم: جنگیدن به خاطر کارکنان</strong><br />
- جنگیدن به خاطر کارکنان، در صدر امور قرار دارد.<br />
- حمایت کارکنان از شما، مشروط به حمایت شما از آنان است.<br />
- امتیاز و افتخار را بین کارکنان تقسیم کنید.<br />
- کارکنان نیز می‌بایستی مدیران خود را از فعالیت‌های خود آگاه سازند.</p>
<p><strong>ویژگی شانزدهم: پذیرش اشتباه</strong><br />
- در صورت بروز اشتباه، آن را قبول کرده، اصلاح کنید و از تکرار آن بپرهیزید.<br />
- تکرار اشتباه، مؤید عدم توجه به جزئیات، نگرش ضعیف و نیاز شدید به بهسازی وضعیت موجود است.<br />
- اعتراف به اشتباه نباید منجر به شرمندگی شود.</p>
<p><strong>ویژگی هفدهم: صراحت لهجه<br />
</strong>- مدیران عالی، حوصله حاشیه رفتن ندارند.<br />
- صریح و رک باشید. در غیر این صورت اصل مطلب را فراموش می‌کنید و مردد و آسیب‌پذیر به نظر می‌رسید.<br />
- صراحت در صحبت و نگارش، مورد تأکید است.</p>
<p><strong>ویژگی هجدهم: مهربانی</strong><br />
- مدیران عالی موفق، اثبات کرده‌اند که درعین صمیمیت و مهربانی، می‌توان به امور رسیدگی کرد.<br />
- مهربان بودن، بر نظام ارزشی ساده ذیل استوار است:<br />
به مردم احترام بگذارید چرا که آنچه کشت کنید، همان را برداشت خواهید کرد.</p>
<p><strong>ویژگی نوزدهم: کنجکاوی</strong><br />
- جریان رشد از کنجکاوی آغاز می‌شود.<br />
- کلید کنجکاو بودن، طرز و تکنیک برخورد است.<br />
- اطلاعات تازه را فرا بگیرید و اطلاعات قدیمی را شفاف کنید.<br />
- اخذ اطلاعات نباید منجر به خدشه‌دار شدن عزت نفس طرف مقابل شود.</p>
<p><strong>ویژگی بیستم: رقابت‌جویی<br />
</strong>-زندگی شغلی یک مبارزه دائمی است، لذا طبعی رقابت‌جو داشته باشید.<br />
- «سختی و مشقت مثبت» ناشی از مبارزه با حریف، مهارت‌های شما را افزایش می‌دهد.<br />
- در هر وضعیتی که هستید، برای «برد آسان» دعا نکنید.<br />
- رقابتی را انتخاب کنید که به نفع شماست.<br />
- رقابت‌های آزمایشی را فراموش نکنید.</p>
<p><strong>ویژگی بیست و یکم: انعطاف‌پذیری<br />
</strong>- انعطاف‌پذیر بودن، به معنای بی‌اراده و سست بودن نیست.<br />
- انعطاف‌پذیر بودن، به معنای تعدیل واکنش خود نسبت به شرایط جدید است.<br />
- انعطاف‌پذیر بودن، موجب می‌شود براحتی بتوانید افکار قدیمی را از ذهن بیرون کنید.</p>
<p><strong>ویژگی بیست و دوم: مهارت در قصه‌گویی<br />
</strong>- مدیران عالی برای برقراری بی‌وقفه ارتباط، از لطایف و ظرایف موجود در داستان‌ها استفاده می‌کنند.<br />
- هدف از قصه، ارائه اطلاعات شفاف، مفید و مناسب است.<br />
- در این ارتباط، توجه به نکات ذیل ضروری است:<br />
-از تکرار داستان‌ها خودداری ورزید.<br />
-چنته خود را از قصه خالی نکنید.</p>
<p>منبع : ماهنامه صنعت خودرو</p>
<hr />

<strong>آیا <a href="http://shamag.ir">شامگ</a> را دیده‌اید؟ </strong>
<p><small>©  <a href="http://e-mg.org">پرتال آنلاین گروه مدیریت دانشگاه گیلان</a>, 2010. |
<a href="http://e-mg.org/1389/02/ejraei/">Permalink</a> |
<a href="http://e-mg.org/1389/02/ejraei/#comments">No comment</a> |
Add to
<a href="http://del.icio.us/post?url=http://e-mg.org/1389/02/ejraei/&title=چگونه مانند یک مدیر ارشد اجرایی بیندیشیم؟">del.icio.us</a>
<br/>
Post tags: <a href="http://e-mg.org/tag/%da%86%da%af%d9%88%d9%86%d9%87-%d9%85%d8%a7%d9%86%d9%86%d8%af-%d9%8a%d9%83-%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1-%d8%a7%d8%b1%d8%b4%d8%af-%d8%a7%d8%ac%d8%b1%d8%a7%d9%8a%d9%8a-%d8%a8%d9%8a%d9%86%d8%af%d9%8a%d8%b4/" rel="tag">چگونه مانند يك مدير ارشد اجرايي بينديشيم؟</a><br/>
</small></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://e-mg.org/1389/02/ejraei/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ارائه‌ای در مورد TPM و OEE</title>
		<link>http://e-mg.org/1389/02/tpm-oee/</link>
		<comments>http://e-mg.org/1389/02/tpm-oee/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 21 Apr 2010 14:00:58 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدیه تاری</dc:creator>
				<category><![CDATA[تئوری‌های مدیریتی]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود]]></category>
		<category><![CDATA[tpm و oee چیست؟]]></category>
		<category><![CDATA[ارائه‌ای در مورد TPM و OEE]]></category>
		<category><![CDATA[تعریف tpm و oee]]></category>
		<category><![CDATA[تعمیرات و نگه‌داری]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://e-mg.org/?p=697</guid>
		<description><![CDATA[TPM و OEE دو مفهوم از دانش تعمیرات و نگه‌داری می‌باشد. اگر تمایل دارید که در مورد این دو اصطلاح بیشتر بدانید می‌توانید اسلایدهای ارائه‌ی دو تن از دانشجویان ِ دانشگاه گیلان را که برای درس تعمیرات و نگه‌داری تهیه کرده‌اند را از لینک زیر دانلود کنید. اسلایدها به فرمت PDF هستند . حجم : [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>TPM و OEE دو مفهوم از دانش تعمیرات و نگه‌داری می‌باشد. اگر تمایل دارید که در مورد این دو اصطلاح بیشتر بدانید می‌توانید اسلایدهای ارائه‌ی دو تن از دانشجویان ِ دانشگاه گیلان را که برای درس تعمیرات و نگه‌داری تهیه کرده‌اند را از لینک زیر دانلود کنید.</p>
<p>اسلایدها به فرمت PDF هستند . حجم : ۷ مگابایت</p>
<p><a href="http://e-guilanmanagementfaculty.com/dl/oee-tpm.pdf"><img class="aligncenter size-full wp-image-699" title="دانلود کنید" src="http://e-guilanmanagementfaculty.com/wp-content/uploads/2010/04/dl-logo1.gif" alt="" width="128" height="41" /></a></p>
<hr />

<strong>آیا <a href="http://shamag.ir">شامگ</a> را دیده‌اید؟ </strong>
<p><small>©  <a href="http://e-mg.org">پرتال آنلاین گروه مدیریت دانشگاه گیلان</a>, 2010. |
<a href="http://e-mg.org/1389/02/tpm-oee/">Permalink</a> |
<a href="http://e-mg.org/1389/02/tpm-oee/#comments">3 comments</a> |
Add to
<a href="http://del.icio.us/post?url=http://e-mg.org/1389/02/tpm-oee/&title=ارائه‌ای در مورد TPM و OEE">del.icio.us</a>
<br/>
Post tags: <a href="http://e-mg.org/tag/tpm-%d9%88-oee-%da%86%db%8c%d8%b3%d8%aa%d8%9f/" rel="tag">tpm و oee چیست؟</a>, <a href="http://e-mg.org/tag/%d8%a7%d8%b1%d8%a7%d8%a6%d9%87%e2%80%8c%d8%a7%db%8c-%d8%af%d8%b1-%d9%85%d9%88%d8%b1%d8%af-tpm-%d9%88-oee/" rel="tag">ارائه‌ای در مورد TPM و OEE</a>, <a href="http://e-mg.org/tag/%d8%aa%d8%b9%d8%b1%db%8c%d9%81-tpm-%d9%88-oee/" rel="tag">تعریف tpm و oee</a>, <a href="http://e-mg.org/tag/%d8%aa%d8%b9%d9%85%db%8c%d8%b1%d8%a7%d8%aa-%d9%88-%d9%86%da%af%d9%87%e2%80%8c%d8%af%d8%a7%d8%b1%db%8c/" rel="tag">تعمیرات و نگه‌داری</a><br/>
</small></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://e-mg.org/1389/02/tpm-oee/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>فهرست مجلات معتبر ISI در حوزه‌ی مدیریت</title>
		<link>http://e-mg.org/1389/02/isi-list/</link>
		<comments>http://e-mg.org/1389/02/isi-list/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 21 Apr 2010 07:15:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدیه تاری</dc:creator>
				<category><![CDATA[تئوری‌های مدیریتی]]></category>
		<category><![CDATA[معرفی]]></category>
		<category><![CDATA[فهرست مجلات معتبر ISI در حوزه‌ی مدیریت]]></category>
		<category><![CDATA[مجلات معتبر مدیریتی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://e-mg.org/?p=721</guid>
		<description><![CDATA[فهرست مجلات معتبر ISI در حوزه‌ی مدیریت را می‌توانید از لینک زیر دانلود کنید. تعداد مجلات ِ لیست‌شده در این فایل حدود ۱۲۳ مجله می‌باشد که تا ۱۵ شهریور ۱۳۸۸ در جمع مجلات ISI  حوزه‌ی مدیریت پذیرفته‌شده اند. آیا شامگ را دیده‌اید؟ © پرتال آنلاین گروه مدیریت دانشگاه گیلان, 2010. &#124; Permalink &#124; 2 comments [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>فهرست مجلات معتبر ISI در حوزه‌ی مدیریت را می‌توانید از لینک زیر دانلود کنید.</p>
<p>تعداد مجلات ِ لیست‌شده در این فایل حدود ۱۲۳ مجله می‌باشد که تا ۱۵ شهریور ۱۳۸۸ در جمع مجلات ISI  حوزه‌ی مدیریت پذیرفته‌شده اند.</p>
<p><a href="http://e-guilanmanagementfaculty.com/wp-content/uploads/2010/04/isi-list.pdf"><img class="aligncenter size-full wp-image-699" title="دانلود کنید" src="http://e-guilanmanagementfaculty.com/wp-content/uploads/2010/04/dl-logo1.gif" alt="" width="128" height="41" /></a></p>
<hr />

<strong>آیا <a href="http://shamag.ir">شامگ</a> را دیده‌اید؟ </strong>
<p><small>©  <a href="http://e-mg.org">پرتال آنلاین گروه مدیریت دانشگاه گیلان</a>, 2010. |
<a href="http://e-mg.org/1389/02/isi-list/">Permalink</a> |
<a href="http://e-mg.org/1389/02/isi-list/#comments">2 comments</a> |
Add to
<a href="http://del.icio.us/post?url=http://e-mg.org/1389/02/isi-list/&title=فهرست مجلات معتبر ISI در حوزه‌ی مدیریت">del.icio.us</a>
<br/>
Post tags: <a href="http://e-mg.org/tag/%d9%81%d9%87%d8%b1%d8%b3%d8%aa-%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%b9%d8%aa%d8%a8%d8%b1-isi-%d8%af%d8%b1-%d8%ad%d9%88%d8%b2%d9%87%e2%80%8c%db%8c-%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%aa/" rel="tag">فهرست مجلات معتبر ISI در حوزه‌ی مدیریت</a>, <a href="http://e-mg.org/tag/%d9%85%d8%ac%d9%84%d8%a7%d8%aa-%d9%85%d8%b9%d8%aa%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%aa%db%8c/" rel="tag">مجلات معتبر مدیریتی</a><br/>
</small></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://e-mg.org/1389/02/isi-list/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>2</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ویژگیهای لازم برای یک رهبر و مدیر موفق</title>
		<link>http://e-mg.org/1389/01/success-leader/</link>
		<comments>http://e-mg.org/1389/01/success-leader/#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 14 Apr 2010 16:54:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>عباس قربانی</dc:creator>
				<category><![CDATA[آموزشی]]></category>
		<category><![CDATA[تئوری‌های مدیریتی]]></category>
		<category><![CDATA[مدير موفق]]></category>
		<category><![CDATA[ويژگيهاي لازم براي يك رهبر]]></category>
		<category><![CDATA[ویژگی‌های رهبر موفق]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://e-mg.org/?p=623</guid>
		<description><![CDATA[ممکن است در زندگی با افراد زیادی روبه رو شوید که فکر می کنند توانایی و مهارت رهبر شدن را دارند، اما معدود افرادی را می بینید که واقعاً از آن مهارت ها بهره مند باشند. رهبری قابل یادگیری است، اما خیلی از ما آن را دست کم گرفته و فکر میکنیم که با خصوصیات [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>ممکن است در زندگی با افراد زیادی روبه رو شوید که فکر می کنند توانایی و مهارت رهبر شدن را دارند، اما معدود افرادی را می بینید که واقعاً از آن مهارت ها بهره مند باشند. رهبری قابل یادگیری است، اما خیلی از ما آن را دست کم گرفته و فکر میکنیم که با خصوصیات و مهارت های مدیریت و رهبری زاده شده ایم. و از اینرو این مرحله ی مهم پیشرفت نادیده انگاشته می شود.</p>
<p>خیلی از مردم هم پیرو افکار رسانه ها هستند و تصور میکنند که رهبران، قهرمانانی هستند که باید جان همه را نجات دهند؛ آنها این واقعیت را نادیده می گیرند که رهبران نیز موجوداتی فناپذیر هستند که همان اشتباهاتی که همه ی ما ممکن است مرتکب شویم را انجام می دهند.</p>
<p>اما یک چیز هست که درمورد رهبران کاملاً متفاوت است: آنها می توانند به عقب برگردند. رهبران واقعی، بعد از شکست هنوز قادرند ما را متقاعد کنند که بار دیگر از آنها پیروی کرده و آن راه را طی کنیم.</p>
<p>اما سؤال مهم این است:</p>
<blockquote><p>چه خصوصیاتی این افراد را از بقیه جدا میکند و چگونه میتوانیم این ویژگی ها و خصوصیات را در خود ایجاد کنیم؟</p></blockquote>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>الهام</strong></span></p>
<p>یک رهبر بیش از یک فرد است؛ او در راس گروه است. این اوست که به نظر می رسد همیشه می داند چه باید بکند و همه برای مشاوره و راهنمایی سراغ او می روند.</p>
<p>او نه تنها دیدگاه خوبی دارد، بلکه می داند چطور باید با دیگران ارتباط برقرار کند. یک رهبر خوب باید بتواند پیامش را با منطق به دیگران برساند. نتیجه این است که همه معمولاً تحت تاثیر روشنی دیدگاه او و راسخ بودن اعتقادش قرار می گیرند و خیلی زود از او پیروی خواهند کرد.</p>
<p>با اینکه مردم معمولاً از توانایی های رهبر در شگفت هستند، اما منبع اصلی و واقعی الهام او از دو تمرینی ناشی می شود که همه می توانند انجام دهند: برنامه ریزی و هدفمندی. رهبر کسی است که تعیین می کند چه اهدافی اهمیت بیشتری دارد و برایی رسیدن به  آن اهداف طرح ریزی و برنامه ریزی می کند. او همان کسی است که برای هر مشکلی، راه حلی در آستین دارد، چون او قبل از اینکه حتی شما کارتان را شروع کنید، آن مسائل را به دقت بررسی کرده است.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>اعتماد به نفس</strong></span></p>
<p>رهبران واقعی از خودشان کاملاً مطمئنند. آنها احساس می کنند که ظرفیت و توانایی آن را دارند که از حد متوسط بالاتر روند و باعث تحقق پذیرفتن کارها شوند.</p>
<p>معمولاً این اعتماد از این واقعیت ریشه می گیرد که آنها افرادی بسیار بامهارت هستند و می دانند برای تحقق پذیرفتن امور چه باید بکنند. از طرف دیگر، برخی رهبران موفق خودشان خیلی بامهارت و کاردان نیستند اما می توانند اینگونه افراد را تشخیص دهند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>ثبات قدم</strong></span></p>
<p>یک رهبر قدرتمند باید روی حرف و فکر خود ثبات و پایداری نشان دهد و زود تحت تاثیر نظرات و دیدگاه های مختلف قرار نگیرد. اما، این را نباید با کله شقی و لجاجت اشتباه گرفت که اشتباهی مهلک است. درعوض، یک رهبر موفق باید بتواند تصمیماتی منطقی و عقلانی و عاری از تعصب بگیرد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>میل به ریسک کردن</strong></span></p>
<p>خیلی از افراد ریسک نمی کنند چون از شکست می ترسند. اما اگر شما یک رهبر موفق هستید باید از خود بپرسید: آیا این کار ارزش ریسک کردن دارد؟</p>
<p>یک رهبر واقعی اگر تشخیص داده است که فواید آن کار بیشتر از خطرات احتمالی آن است، باید بتواند سایرین را هم هدایت کند. اما در این صورت هم باز خیلی از ما جرات و جسارت خطر کردن را نداریم، اما همیشه افرادی که همیشه بیشترین ریسک را می کنند، از امن ترین موقعیت برخوردارند.</p>
<p>اگر خطر را بررسی کرده اید و تشخیص داده اید که ارزش ریسک کردن دارد، باید بتوانید بر این مانع ذهنی غلبه کنید. اگر اینکار برایتان دشوار است، طرحریزی کنید. هرچه آمادگیتان بیشتر باشد، موقعیت هم برایتان کم خطرتر خواهد بود.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>سماجت و پیگیری</strong></span></p>
<p>رهبران بدون جنگ و جدال تسلیم نمی شوند. همیشه همه چیز آسان به دست نمی آید، و رهبران باید آنقدر تلاش کنند تا بالاخره موفق شوند. اما همچنین باید هوشیار باشند که برای جنگی که معلوم است عاقبت آن شکست است تلاش نکنند، در این مورد باید از تقشه دوم استفاده کنند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>قطعیت و یقین</strong></span></p>
<p>شما به عنوان یک رهبر باید بتوانید تصمیمات دشواری را که دیگران از گرفتن آن ترس دارند را با قطعیت بگیرید. رهبرانی که خیلی نرم و ملایم باشند معمولاً قادر به اتمام کارها نخواهند بود و اغلب مورد سوء استفاده قرار می گیرند. باید بتوانید در مواقعی که کارتان ایجاب می کند حتی بی رحم هم باشید و همچنین بر تصمیماتتان استوار باشید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>چند بعدی بودن</strong></span></p>
<p>رهبران معمولاً با همه ی جنبه های کارشان آشنا هستند و می دانند هر کاری چطور انجام می گیرد. این دیدگاه وسیع، اگر با باریکبینی و توجه به جزئیات همراه شود، آنان را قادر می سازد تا مسائل را بهتر و سریعتر از دیگران تشخیص دهند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>میل به فداکاری</strong></span></p>
<p>آیا حاضرید برای انجام شدن کار همه چیزتان را بگذارید؟ رهبر شدن موقعیتی سخت است، چون نیاز به مواجهه و کنترل بسیار زیاد با دیگران دارد. و این ممکن است زندگی خصوصی شما را هم درگیر کند. باید ببینید می توانید این فداکاری را انجام دهید یا نه!</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>قابلیت سازگاری</strong></span></p>
<p>استراتژی ها و راهکارهایی که امروز جواب می دهند، ممکن است فردا به درد نخورند، و یک رهبر باید خیلی سریع این مسئله را تشخیص دهد. همانطور که شرکت باید خود را وفق دهد، مدیر و رهبر هم باید بتواند. او باید بطور مداوم مهارت های تازه بیاموزد و رویکردهای تازه ای را امتحان کند.</p>
<p>رهبر نباید حتی لحظه ای هدف خود یا هدف زیردستان خود را فراموش کند. اگر اینکار را بکند، منسوخ و قدیمی خواهد بود و دیگران را هم با خودش پایین خواهد کشید. از اینرو مهم است که رهبر بتواند خود را با تغییرات هماهنگ کند و دیگران نیز به آن سو هدایت کند.</p>
<p><strong> </strong></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>رهبر شدن&#8230;.</strong></span></p>
<p>رهبر شدن نیازمند زمان و تلاش بسیار است، اما تقریباً برای همه ممکن است. از خودتان بپرسید که چرا دیگران باید به حرف شما گوش دهند و آنقدر تلاش کنید تا کسی شوید که احترام آنها را جلب کند.</p>
<hr />

<strong>آیا <a href="http://shamag.ir">شامگ</a> را دیده‌اید؟ </strong>
<p><small>©  <a href="http://e-mg.org">پرتال آنلاین گروه مدیریت دانشگاه گیلان</a>, 2010. |
<a href="http://e-mg.org/1389/01/success-leader/">Permalink</a> |
<a href="http://e-mg.org/1389/01/success-leader/#comments">One comment</a> |
Add to
<a href="http://del.icio.us/post?url=http://e-mg.org/1389/01/success-leader/&title=ویژگیهای لازم برای یک رهبر و مدیر موفق">del.icio.us</a>
<br/>
Post tags: <a href="http://e-mg.org/tag/%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82/" rel="tag">مدير موفق</a>, <a href="http://e-mg.org/tag/%d9%88%d9%8a%da%98%da%af%d9%8a%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d9%84%d8%a7%d8%b2%d9%85-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%8a-%d9%8a%d9%83-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1/" rel="tag">ويژگيهاي لازم براي يك رهبر</a>, <a href="http://e-mg.org/tag/%d9%88%db%8c%da%98%da%af%db%8c%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%db%8c-%d8%b1%d9%87%d8%a8%d8%b1-%d9%85%d9%88%d9%81%d9%82/" rel="tag">ویژگی‌های رهبر موفق</a><br/>
</small></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://e-mg.org/1389/01/success-leader/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>۱۲قانون اصلی برای ارتباطات انسانی</title>
		<link>http://e-mg.org/1389/01/12lows/</link>
		<comments>http://e-mg.org/1389/01/12lows/#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 12 Apr 2010 21:12:37 +0000</pubDate>
		<dc:creator>عباس قربانی</dc:creator>
				<category><![CDATA[تئوری‌های مدیریتی]]></category>
		<category><![CDATA[مسائل روان‌شناختي]]></category>
		<category><![CDATA[12قانون اصلي براي ارتباطات انساني]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://e-mg.org/?p=638</guid>
		<description><![CDATA[۱- دیگران را با نام صدا بزنید این خوشایند ترین صدا برای گوش هر کسی است. وقتی نام فردی را بکار می برید، در حقیقت پیغام خود را به صـورتی اختصاصی و تـنها برای شـخـص او مبـدل مـی سـازیــد. همچنین علاقمندی و میزان اهمیت شما را نسبـت به فرد میـرسـاند. این یک ابزار ساده فریبنده [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۱- دیگران را با نام صدا بزنید</strong></span><br />
این خوشایند ترین صدا برای گوش هر کسی است. وقتی نام فردی را بکار می برید، در حقیقت پیغام خود را به صـورتی اختصاصی و تـنها برای شـخـص او مبـدل مـی سـازیــد. همچنین علاقمندی و میزان اهمیت شما را نسبـت به فرد میـرسـاند. این یک ابزار ساده فریبنده برای کاستن از جبهه گری های شخص می بـاشـد چـرا که یک نوع وجه ضمان و تـعهــد بـوجود می آورد. جملات خود را با اسامی افراد آمیـخته، و بـا سـؤالاتــی نــظـیـر، &#8220;علی، امروز خوب هستی؟&#8221; آغاز کنید.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۲- اشتباه خود را بپذیرید</strong></span><br />
ممکن است تصورکـنید که اگر اشتباهی که مرتکب شده اید را بگردن نگیرید، وجهه خود را از دست خواهید داد. این کار درست نیست. اعتراف به اشتباهات در مـحیط کـار یکی از ستوده ترین اعمال است چون اندک افرادی مبادرت به آن می نـمایـنـد. بـیـامـوزیــد که چـگونه تـکبـر و خـودخـواهـی را کنار گذاشته و بپذیرید که کامل نیستید. فقط در این کـار زیاده روی نکنید مثلا لازم نـیست با عذرخواهی های فـراوان در جـلسـات اقـدام به بیان اشتباهات خود نمایید. یک جمله &#8220;من اشتباه کردم و متوجه آن میشوم،&#8221; کفایت میکند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۳- دیگران را با معیارهای بالا درنظر بگیرید</strong></span><br />
اندک افرادی در بین ما، که معمولا عقل کل خطاب میگردنـد، بـنـظر می رسد اینگونه فکر میکنند که هیچ کسی جز خودشان قادر به انجام صحیح امور نمیباشد. جزء این گروه از افراد نباشید. به قابلیتهای دیگران اعتماد کنـید. در واقـع به آنـهـا در انـجام دادن کارها به بهتریـن وجـه ممـکن اطـمـیــنان داشتـه بـاشید. ایـن به مـعنای داشتن انتظارات بیش از حد نیست. باور داشتن یک فرد او را تشـویـق بـه انـجـام کـارها با حداکثر توان نموده و از نا امیدی جلوگیری بعمل می آورد.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۴-علاقه ای صادقانه و صمیمی از خود نشان دهید</strong></span><br />
&#8220;کارها خوب پیش میره علی جان؟خوبه، میشه این پرونده ها رو برام چک کنی؟&#8221; این به معنای ابراز علاقه نبوده و بیشتر به دوستی خاله خرسه شباهت دارد. هر فردی در دفتر کار شما دارای سابقه ای غنی از علایق، تجارب و سلایق می بـاشد. حـتـی اگر نقطه اشتراکی با هم ندارید، در مورد اطرافیانتان اطلاعات کسب کنید.<br />
اگر یکی از همکاران شما گفت که شرکت در گیم های آنلاین را دوست دارد، در مورد آن از او سؤال نمایید&#8211; حتی اگـر بـرای شـما جالب نیست. نه تنها میتوانید چیز جدیدی یاد بگیرید، اگر در آینده به آن گرایش پیدا کنـیـد، از امتیازاتـی برخوردار خواهید گشت. مردم دوست دارند که دیگران آنها را بخاطر داشته باشند<br />
به سخن خود مشغول بوده و بدانید چه وقت باید آنرا بیان کنید</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۵- از دیگران تعریف و تمجید نمایید</strong></span><br />
فقط نگویید &#8220;خوب بود.&#8221; در مورد تعریف خود صریح تر بوده و نشان دهید که در مورد آنچه که فرد در حقیقت انجام داده آگاهی دارید. &#8220;علی، تـو خیـلی خوب جلسه را اداره کردی بخصوص وقتی هـمـه از مسیـر مـوضوع اصـلـی منـحرف شده بودند،&#8221; این یک مثال خوب است. در عین حال سعی کنید به ندرت و فقط زمانی که واقـعا نـیـاز است انتقاد نمایید. انتقاد را طوری بیان کنید که مانند یک نصیحت سازنده از طرف دوسـتـی قـابـل اعـتـمــاد در نظر گرفته شود</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۶- مراقب حرفهایتان باشید</strong></span><br />
اگر تصمیم پیگیری کاری را ندارید، نگویید که آن را انـجـام خواهید داد. اعتبار شما ارتباط تنگاتنگی با کلامتان دارد. اگر به قول خود عمل نکنید، در مـورد کـارهـای بـزرگ بـه شـما اعتماد نشده و در نتیجه پیشرفتی نخواهید کرد</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۷- قدردانی و سپاسگزاری کنید</strong></span><br />
اگر فـردی لـطفـی به شما کرد، و یا برای انجام کاری برای شما از خواسته خود گذشت، مطمئــن گردید کـه بـه این سـعی و تـلاش آگـاه شوید. شما بخودی خود مستحق لطف نـبـوده و کسـی بــه شما بدهکار نیست. اگر مورد لـطـف واقـع شـدید، تـشـکر نـمـوده و درعوض مقابله بمثل کنید</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۸- با فکر و با ملاحظه باشید</strong></span><br />
هـرگز تـصور نـکیند که دیگران سخنان شما را مساعد و ارزشمند تلـقـی خـواهـنـد کـرد. برخی افراد بصورت طبیعی تک تک کلماتی که شخص بـیـان می کنـد را بـرای یـافــتن یک رودررویی شخصی مورد جستجو قرار می دهند. شما نمی تـوانیـد اینگونه افراد را تغییر دهید، اما قادرید نزد آنها حرف های خود را با دقت سازمان دهی نمایید. پیش از صحبت کـردن فکر کنید و مطمئن شوید که هیچ ابهامی که باعث سوء تعبیـر شـود در سـخـنـان شما وجود ندارد.همچنین میتوانید سـعی در فهمیدن نقطه نظرات دیگران نمایید تا از بروز سوء تفاهمات ممانعت بعمل آورید. ممکن است عمیقا&#8221; اعتـقـاد بر حـقانـیـت خـود داشـتـه باشید، اما متوجه گردید که دیگران به همین منوال درباره عقاید و باورهایشان می اندیـشند. شما باید نظرات آنها را محترم شمرده و ببینید چرا آنها اینگونه فکر میکنند. بجای مـشاجره از دیگران بخواهید در مورد مواضعشان توضیح دهنـد. مجـبـور نیـستـید مـوافــقت کنید، اما میتوانید بگویید، &#8220;من متوجه هستم شما چه می گویید.&#8221;</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۹- از خود گذشتگی کنید</strong></span><br />
گه گاهی از مکان شغلی خود خارج شده و به دیگران در کـارهـایشـان کـمک نمایید. این عمل را بدون اینکه از شما درخواست شود انجام دهید. گفتن، &#8220;کمک لازم نـداری؟&#8221; یــک تاثیر دوگانه در پی دارد. ابتدا، شما دیگران را تشویق بـه از خـود گـذشتـگی نـمـوده و در نتـیـجـه مـحیـط کـاری مثـبـت تـری ایـجاد خـواهد شـد. دوم، بـرای خود لطفی متعاقب را خریداری میکنید، چرا که مهربانی همیشه بازمیگردد</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۱۰- متواضع و فروتن باشید</strong></span><br />
تلاشهای مشهود برای تحت تاثیر قرار دادن همکاران و اشخاص مافنق نـتـیجه عکس به همراه خواهد داشت. هیچکس آدم خودنما را دوست ندارد. اگر میــخواهید کمالات شما تـوسـط دیـگران تصدیق شوند، کافی است تمرین بردباری بیشتری بنمایید. کامیابیـهای شما زمانی مصداق واقعی پیدا میکنـند کـه اجازه دهید دیگران خود متوجه آنها گردند نه اینکه مرتب صحبت از آن بمیان آورید</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>۱۱- به حفظ آبروی دیگران کمک کنید</strong></span><br />
هـر کسی اشتباه می کـنـد. بــه دفعه قبلی که اشتباهی خجالت آور مرتکب شدید فکر کنید. دوست نداشتید کسی بیـایـد و اشـتـباه شـمـا را کـوچـک جلوه داده و از جدیت آن بکاهد؟ پس همین کار را شما در مورد دیگران انجام دهید. با خنـدیـدن به اشتباهی که شخص ( نه با خندیدن به خود شخص ) مرتکب شده بهمراه ضربه ای دوستانه به شانه هـای او از پریشانیش کاسته و بگویید، &#8220;این برای بهترین افراد این شـرکـت هـم مـمـکـن است پیش بیاید.&#8221; با این کار به او و به دیگران اطمینان میدهید که دنیا به پایان نرسیده است. اگر مـــناسب است، بجای جلب توجه بی مورد نسبت به اشتباه رخ داده، هیـچ چیزی نگویید</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">۱۲-پاکسازی میدان مین</span></strong><br />
محیط کاری می تـواند میـدان میـنی از اشـخاص زود رنعج و احـساساتـی بـاشــد. دارای خصوصیات خود بودن آن را خنثی نمی کـنـد. بـا دانسـتـن قـوانـیـن بـرخـورد بـا دیـگـــران سیاستمدارترین فرد محل کار خـود بـاشـید. امـروزه، کـارمنــدانی که از روابط انسانی به بهترین وجه آگاهی دارند، مناسب ترین افراد برای مدیریت محسوب میگـردند. کـارفرمای شما احتمالا این موضوع را دانسته و به آن توجه خواهد کرد.</p>
<hr />

<strong>آیا <a href="http://shamag.ir">شامگ</a> را دیده‌اید؟ </strong>
<p><small>©  <a href="http://e-mg.org">پرتال آنلاین گروه مدیریت دانشگاه گیلان</a>, 2010. |
<a href="http://e-mg.org/1389/01/12lows/">Permalink</a> |
<a href="http://e-mg.org/1389/01/12lows/#comments">No comment</a> |
Add to
<a href="http://del.icio.us/post?url=http://e-mg.org/1389/01/12lows/&title=۱۲قانون اصلی برای ارتباطات انسانی">del.icio.us</a>
<br/>
Post tags: <a href="http://e-mg.org/tag/12%d9%82%d8%a7%d9%86%d9%88%d9%86-%d8%a7%d8%b5%d9%84%d9%8a-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%8a-%d8%a7%d8%b1%d8%aa%d8%a8%d8%a7%d8%b7%d8%a7%d8%aa-%d8%a7%d9%86%d8%b3%d8%a7%d9%86%d9%8a/" rel="tag">12قانون اصلي براي ارتباطات انساني</a><br/>
</small></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://e-mg.org/1389/01/12lows/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>چهار کلید برای کارآفرینان جوان</title>
		<link>http://e-mg.org/1389/01/karafarinan/</link>
		<comments>http://e-mg.org/1389/01/karafarinan/#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 10 Apr 2010 20:30:30 +0000</pubDate>
		<dc:creator>عباس قربانی</dc:creator>
				<category><![CDATA[تئوری‌های مدیریتی]]></category>
		<category><![CDATA[مسائل روان‌شناختي]]></category>
		<category><![CDATA[چهار كليد براي كارآفرينان جوان]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://e-mg.org/?p=605</guid>
		<description><![CDATA[کار با کارآفرینان جوان بسیار لذت‌بخش است؛ چون آنها انرژی، شور و ایده دارند. اما اگر آنها والدین معروف، ارتباطات مهم یا ابداعی در تکنولوژی مانند اسکایپ نداشته باشند، با چالش ارائه ایده‌هایشان به مخاطبان بدبین مواجه خواهند شد. به همین دلیل، «توری جانسن» مدیرکل یک شرکت خدمات استخدامی به نام ویمن فورهایر می‌گوید که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>کار با کارآفرینان جوان بسیار لذت‌بخش است؛ چون آنها انرژی، شور و ایده دارند. اما اگر آنها والدین معروف، ارتباطات مهم یا ابداعی در تکنولوژی مانند اسکایپ نداشته باشند، با چالش ارائه ایده‌هایشان به مخاطبان بدبین مواجه خواهند شد.</p>
<table border="0" cellspacing="0" cellpadding="0" width="150" align="left">
<tbody>
<tr>
<td width="100%"></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p>به همین دلیل، «توری جانسن» مدیرکل یک شرکت خدمات استخدامی به نام ویمن فورهایر می‌گوید که کارآفرینان جوان باید مهارت خود را در سخنرانی برای عموم افزایش دهند.<br />
او می‌گوید:</p>
<blockquote><p>«حتی اگر شما بهترین ایده روی کره زمین را هم داشته باشید؛ اگر مطمئن و با آگاهی به نظر نرسید، کسی به ایده شما گوش نخواهد داد. البته روی دیگر سکه این است که گاهی ایده‌ای که چندان هم بی‌نظیر نیست، موردتوجه قرار می‌گیرد؛ چون ارائه‌دهنده آن توانسته است شخصا با مخاطبان خود ارتباط برقرار کند. نباید قدرت و اهمیت این مهارت‌ها را ناچیز بشمارید.»</p>
</blockquote>
<p>در اینجا چهار استراتژی به کارآفرینان جوان ارائه می‌شود تا بتوانند به وسیله آنها با اطمینان به ارائه نظرات و ایده‌های خود بپردازند و خود را مطرح کنند.<br />
۱ &#8211; از شور و هیجان خود تبعیت کنید<br />
«دانلد ترامپ» به تبلیغ کتاب جدید خود پرداخت و میلیون‌ها نفر از خواندن ایده‌ها و تماشای سخنرانی او لذت می‌برند. پیام کلیدی ترامپ این نبود که چگونه در زمینه املاک و مستغلات ثروتمند شوید، بلکه پیام کلیدی او تنها این بود که «به آنچه انجام می‌دهید عشق بورزید»، به نظر می‌رسید که همه اصول دیگر ترامپ برای موفقیت بر پایه همین مفهوم کلیدی استوار بودند. او در مصاحبه تلویزیونی اخیر خود از کارآفرینان جوان خواست «موضوع مدنظر خود را به خوبی بشناسند.» اما در کنار آن افزود: اگر نسبت به آن موضوع شور و هیجان داشته باشید، قادر خواهید بود هر کاری انجام دهید تا بر همه نکات مربوط به آن موضوع اشراف پیدا کنید. خواهید دید که همه‌چیز به شور و علاقه بستگی دارد. می‌توان به مردم آموخت که چگونه نظرات خود را موثرتر بیان کنند؛ اما نمی‌توان به آنها شور و هیجان را درس داد و بدون شور و هیجان شما بسیار سخت‌تر موفق می‌شوید. توجه افراد را به ایده‌هایتان جلب کنید.<br />
۲ &#8211; یک دیدگاه خلاصه برای یادآوری به رشته تحریر درآورید<br />
ارائه دیدگاه با بیانیه ماموریتی کاملا متفاوت است. بیانیه ماموریتی یک پاراگراف طولانی و پیچیده است که معمولا کمیته‌ای آن را تنظیم می‌کند. اما دیدگاه، یک تصویر خلاصه‌شده و فشرده از آینده‌ای روشن‌تر است که با محصول یا خدمات شما محقق خواهد شد. ارائه دیدگاه در شرایط مطلوب باید حدود ده کلمه یا کمتر باشد. سرمایه‌گذاران معمولا بر این باورند که اگر یک کارآفرین نتواند محصول خود را در ده کلمه یا کمتر توصیف کند، نباید بر آن محصول سرمایه‌گذاری کرد.<br />
۳ &#8211; از قانون ۱۰/۲۰/۳۰ پیروی کنید<br />
اگر به استفاده از نرم‌افزارهای ارائه مطلب چون پاورپوینت عادت ندارید، هم‌اکنون استفاده از آن را تمرین کنید. سرمایه‌گذاران، شرکا و مشتریان بالقوه شما دوست دارند اطلاعات شما را به صورت بصری دریافت کنند و یک کپی از آن را برای خود داشته باشند.<br />
اما به خاطر داشته باشید که ارائه ایده شما می‌تواند خوب یا بسیار ضعیف انجام شود.<br />
یکی از روسای سابق اپل به نام گای‌کاواساکی، به صدها ارائه نظر گوش داده است که اغلب آنها «آنچنان کسالت‌بار بوده است که قادر به ادامه گوش دادن به آنها نبوده است». او به قانون ۱۰/۲۰/۳۰ اشاره می‌کند. این قانون بسیار ساده است. وقتی سمیناری باید ارائه دهید، باید ۱۰ اسلاید را در ۲۰دقیقه با فونت ۳۰ ارائه دهید. استفاده از این قانون به شما در احیای روش سخنرانی‌تان کمک می‌کند.<br />
۴ &#8211; مانند یک رهبر لباس بپوشید<br />
مخاطبان شما در ۹۰ ثانیه اول جلسه در موردتان به قضاوت می‌نشینند. این به شما زمان زیادی برای ارائه محتوای سخنانتان نمی‌دهد. معنای این نکته این است که مخاطبان براساس حرکات بدن و لباس شما در موردتان قضاوت می‌کنند. یک قهرمان ارتش گفته است که رهبران بزرگ همیشه نسبت به حضار در یک اتاق کمی بهتر به نظر می‌رسند.<br />
سرانجام آنکه اگر بتوانید با موفقیت به ابراز عقیده خود بپردازید، موفقیت شما در رسیدن به اهدافتان تضمین می‌شود.</p>
<p>برگرفته از مجله دنیای اقتصاد</p>
<p>مترجم: شادی آذری</p>
<hr />

<strong>آیا <a href="http://shamag.ir">شامگ</a> را دیده‌اید؟ </strong>
<p><small>©  <a href="http://e-mg.org">پرتال آنلاین گروه مدیریت دانشگاه گیلان</a>, 2010. |
<a href="http://e-mg.org/1389/01/karafarinan/">Permalink</a> |
<a href="http://e-mg.org/1389/01/karafarinan/#comments">No comment</a> |
Add to
<a href="http://del.icio.us/post?url=http://e-mg.org/1389/01/karafarinan/&title=چهار کلید برای کارآفرینان جوان">del.icio.us</a>
<br/>
Post tags: <a href="http://e-mg.org/tag/%da%86%d9%87%d8%a7%d8%b1-%d9%83%d9%84%d9%8a%d8%af-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%8a-%d9%83%d8%a7%d8%b1%d8%a2%d9%81%d8%b1%d9%8a%d9%86%d8%a7%d9%86-%d8%ac%d9%88%d8%a7%d9%86/" rel="tag">چهار كليد براي كارآفرينان جوان</a><br/>
</small></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://e-mg.org/1389/01/karafarinan/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>مدیریت ِ آهسته</title>
		<link>http://e-mg.org/1389/01/slow-management/</link>
		<comments>http://e-mg.org/1389/01/slow-management/#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 08 Apr 2010 20:45:59 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدیه تاری</dc:creator>
				<category><![CDATA[تئوری‌های مدیریتی]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[slow management]]></category>
		<category><![CDATA[مدیریت ِ آهسته]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://e-mg.org/?p=589</guid>
		<description><![CDATA[دیر زمانی نیست که عبارتهایی مانند : &#8221; در جهان پر شتاب کنونی &#8221; . . . بسیار شنیده می شود. انسانها در همهمه ، شتاب زدگی و سرعت غوطه می خورند. به هم توصیه می کنند که از این قافله پر شتاب عقب نمانند و چنان بر همراهی این قافله تمرکز کرده اند که [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>دیر زمانی نیست که عبارتهایی مانند : &#8221; در جهان پر شتاب کنونی &#8221; . . . بسیار شنیده می شود. انسانها در همهمه ، شتاب زدگی و سرعت غوطه می خورند. به هم توصیه می کنند که از این قافله پر شتاب عقب نمانند و چنان بر همراهی این قافله تمرکز کرده اند که دیگر فرصتی برای درنگ و تامل در اینکه : &#8221; به کجا می روم ؟ &#8221; باقی نمی ماند. مدیران ، سرعت را سرلوحه کار خود قرار داده اند و جنبش های کیفیت هم نتوانسته اند اولویت های مدیران را در شتاب برای رسیدن به هدف ها ، کنترل کنند. مفهومی که از مدیریت زمان در ذهن ها نقش بسته ، رسیدن به هدف در کوتاه ترین زمان است. غلبه کمیت بر کیفیت در اولویت ها از همین جا آغاز می شود و در جهان تجارت مدار امروزی ، شرکت هایی که عمر مدیریت مدیران آنها کوتاه است ، به این غلبه دامن می زنند.<br />
نکته ای که از آن غفلت شده ، این است که &#8221; برای سریع بودن ، نخست باید آهسته بود و همه چیز را درست دید &#8220;. بر این پایه ، جنبش جدیدی آغاز شده و شاید هم بنیان پارادایم جدیدی در حال شکل گیری است. واژگانی مانند : مدیریت آهسته ، شرکت آهسته ، شهر آهسته ، غذای آهسته ، اندازه گیری یا سنجش آهسته ، کسب و کار آهسته ، خبر نگاری آهسته و . . . یک به یک وارد ادبیات نوین می شوند. این مفاهیم شیوه زندگی و کار در دوره کنونی را به چالش می کشند و تضادهایی را در ذهن پدید می آورند. کارلو پترینی جنبش غذای آهسته را پایه گذاری کرد و شاید آن زمان کمتر کسی فکر می کرد که فلسفه او الهام بخش جنبش های گوناگون آهستگی شود. نگرشی که رویکردی دوباره به داستان مسابقه لاک پشت و خرگوش دارد و بار دیگر توانمندیهای لاک پشت ها را به رخ خرگوش های بازیگوش می کشد. گرچه تعلق داشتن به جنبش آهستگی به معنی همیشه آهسته بودن نیست.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>تاریخچه</strong></span> <span style="color: #ff0000;">:</span><br />
حدود ۲۲ سال پیش (۱۹۸۶) در ایتالیا ، در اعتراض به تجاوز fast food ها یا غذاهای سریع به سبک زندگی سنتی نواحی مدیترانه ، جنبش غذای آهسته به وسیله یک رستوران دار به نام کارلو پترینی پایه گذاری شد. جنبش غذای آهسته در بیانیه ای در سال ۱۹۸۹ وضعیت را اینگونه بیان کرد : &#8221; ما برده سرعت شده ایم و خود را در برابر ویروس خطرناکی که زندگی سریع نامیده می شود باخته ایم ، این ویروس عادتهایمان را از بین برده ، حریم خصوصی خانه هایمان را مختل کرده و ما را مجبور ساخته که از غذاهای سریع استفاده کنیم. &#8221;<br />
اصول جنبش پترینی ، انتخاب محصولات تازه محلی ، آماده سازی آن بر اساس شیوه های سنتی ، و صرف غذا به همراه دوستان و خانواده بود ، و شعار جنبش : &#8221; مردم خواستار کاهش صرف زمان در آشپزخانه هایشان هستند ، اما دوست ندارند این کار به بهای از دست دادن طعم مناسب غذا و تغذیه درست تمام شود&#8221;. کیفیت غذاهای سریع مورد پرسش بسیار است و علاوه بر آن ، استفاده از آنها نوعی اعتیاد به سریع تر و بیشتر خواستن را به وجود می آورد.<br />
غذاهای سریع ، جاده های سریع ، نیایش های سریع ، خواندن سریع ، پیاده رویهای سریع ، رشد سریع و همه چیز سریع ! شمایی از زندگی در عصر مدرن است. بسیاری از واژگان و خطوط ، صداها و نشانه ها و بسیاری از نیازها و خواسته ها در طول مسیر &#8221; مسابقه به سوی موفقیت و به دست آوردن نتایج &#8221; ، نادیده گرفته می شود. آهنگ تند زندگی جایی برای تفریح ، استراحت ، تعمق و روابط معنی دار بر جا نمی گذارد. در واقع زمانی که از راه زندگی سریع ذخیره می شود ، پیش از آن هدر رفته است ، چرا که در بسیاری از مواقع اصلاح اشتباه هایی که بر اثر عجله زیاد حاصل شده ، وقت بیشتری طلب می کند و در پایان یک روز پر شتاب ، افراد چنان خسته اند که نمی توانند از لحظه های باقی مانده روز لذت ببرند.<br />
پترینی می گوید : &#8221; در جهان مدرن ، گاهی سرعت آنچنان بالا می رود که افراد نمی توانند هم پای تغییرات پیش روند&#8221;. با این وجود پرسش این نیست که چطور باید سریع تر حرکت کرد تا کار بیشتری انجام شود ، پرسش این است که چگونه می توان برای زندگی بهتر ، از وقت ، هوشمندانه تر استفاده کرد. در واقع ، نباید تصور کرد که مدرنیته و آهستگی مخالف یکدیگرند ، بلکه آهستگی ، یک استراتژی برای هدایت و معنی دادن به مدرنیته است و می خواهد توازنی بین سنت و مدرنیته ایجاد کند.<br />
بر اساس این انتقادها ، جنبش غذای آهسته ، پایه جنبش بزرگتری شد که اروپای آهسته نامیده شده است. این جنبش اساسا حس شتاب و سرگشتگی ناشی از حرکت جهانی شدن را (که کمیت را جایگزین کیفیت در همه شئون زندگی کرده است) مورد پرسش قرار می دهد و بر یادگیری دوباره هنر انجام دادن کارها به بهترین وجه ممکن و نه به سریع ترین وجه ممکن ، تاکید دارد.<br />
یک گروه میلانی به نام &#8221; هنر آهسته زندگی کردن &#8221; ، ۱۹ فوریه را به عنوان روز جهانی آهستگی نام گذاری کرده است. این کار برای نخستین بار در سال ۲۰۰۷ با این امید آغاز شد که این روز , روزی برای لذت بردن ، تعمق ، حرکت در راستای آهستگی و کمک به انسانها برای یافتن راهی برای آرامش در محل کار ، خانه و یا هر جای دیگر باشد. در عین حال ، یک روز بین المللی آهستگی نیز توسط گروهی در مونترال کانادا و چند کشور دیگر در ۲۱ ژوئن اعلام شده است.<br />
خبرنگاری آهسته ، به امید فراهم آوردن جایگزینی برای سیستم پرشتاب دنیای اخبار سریع ، رویکرد جدیدی را برای گزارش اخبار در پیش گرفته است که در آن داستان ها با کالبد شکافی دقیق حقایق پدید می آیند و شهرهای آهسته شبکه ای جهانی از شهرهای کوچک و بزرگ اند که مدیران آنها ترجیج می دهند ساختمانهای قدیمی را ترمیم کنند و به جای توسعه تفریح گاهها در مکان های ویژه ، پیاده روهای طبیعی بیشتری ایجاد کنند و کیفیت زندگی شهروندان خود را بالا ببرند. از سر گرفتن توجه به کیفیت ، ماهیت و اصالت ، با در نظر گرفتن ارزش ها و هنجارهای مسئولیت اجتماعی ، از راه درگیر کردن افراد از پایین به بالا ، مفهوم اصلی همه این جنبش هاست.</p>
<p><strong><span style="color: #ff0000;">مدیریت آهسته :</span></strong><br />
به نظر می رسد این فلسفه می تواند به خوبی راهگشای مشکلات کنونی مدیریت سازمان ها باشد. در دنیای مدیریتی فشار زیادی برای دستیابی سریع به نتایج و به تبع آن تصمیم گیریهای سریع وجود دارد. مدیران درگیر یک سیر دایمی از تصمیم های طوفانی هستند که فقط تا بحران بعدی کارساز است. در واقع سازمانها به سرعت از بحرانی به بحران دیگر می روند. مدیریت آهسته تلاش می کند مشکلات و چالش های جاری درون سازمانهای مختلف را مورد توجه قرار دهد و به دنبال درنگ کردن و مقایسه از طریق پرسش و تشویق به مناظره است. پرسش هایی نظیر : &#8221; آیا تمام کار مدیریت دست یافتن به سود کوتاه مدت است ، یا باید به دنبال هدفهای پیوسته بود ؟ آیا سهام داران ما تنها مشتریان مان هستند ، یا دیگر گروه های ذینفع مشروع را نیز باید در نظر گرفت ؟ &#8221;<br />
غذای آهسته نگاه ها را متوجه کیفیت محصولات ، آماده سازی و مصرف غذای روزانه می کند و مدیریت آهسته می کوشد این ایده را بر اقتصاد و جامعه منطبق سازد تا به اثر و نتیجه مطلوب برسد. مطرح کنندگان مدیریت آهسته قصد دارند آن را در فعالیتهای روزمره به صورت مفید ، اساسی و سازنده منعکس کنند.<br />
شرایط اقتصادی امروزی برخی چالشهای منحصر به فرد را برای کسب و کارها به وجود آورده است و وقتی اقتصاد در حال رشد است بسیاری از کسب و کارهای کوچک نمی توانند با تقاضاهای رو به رشد برای محصولات و خدماتشان همگام شوند. پس به تمرکز اولیه آنها روی پاسخ گویی به سفارشها خواهد بود و بنابراین صاحبان این کسب و کارها زمان کمی صرف یک نگرش استراتژیک همه جانبه برای کسب و کار می کنند. امروزه ، سازمانها در همه بخشها (چه خصوصی و چه نیمه دولتی و دولتی) با مسایل بسیار پیچیده ای رو به رو هستند که پاسخ گویی به آنها مستلزم تدوین و متوازن ساختن دقیق استراتژی هاست.<br />
<strong><span style="color: #ff0000;">یک مثال :</span></strong> نتیج یک مطالعه که به وسیله موسسه رهبری و مدیریت (Institute of Leadership and management) صورت گرفت ، حاکی از آن بود که نزدیک به ۴۰۰ هزار کارگر بریتانیایی که در سنین ۱۸ تا ۲۴ سالگی هستند معتقدند مدیرانشان مانع پیشرفت آنها هستند. از نظر آنها شیوه قدیمی مدیریت دیکتاتوری ، اصلی ترین مشکل مدیریتی به حساب می آید که در نتیجه آن مدیران در جسنجوی فرد دیگری هستند که اشتباهاتشان را به گردن او بیاندازند و از کارکنان انتظار دارند هر چه را که به آنها گفته می شود بی چون و چرا انجام دهند. بنابر این آنها به زیر دستان شان اجازه دخیل بودن در تصمیم ها را نمی دهند و مانعی برای پیشرفت آنها محسوب می شوند.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>مدیریت همبرگری:</strong></span><br />
&#8220;مدیریت دیکتاتوری &#8221; ، &#8221; افرادی که تقصیرها را به گردن دیگران می ‌اندازند &#8221; ، &#8221; مدیرانی که مباحثه را سرکوب می ‌کنند و انتظار اطاعت کورکورانه دارند &#8221; و . . . اینها همه به نظر آشنا می ‌آیند ولی به هیچ وجه نمی ‌توان آنها را معلول &#8221; شیوه مدیریت قدیمی &#8221; دانست. در واقع اینها به وضعیت امروزی سازمانها بسیار شبیه ‌تر است ، سازمان ‌هایی که با شیوه مدیریتی اداره می ‌شوند که ما آن را &#8221; مدیریت همبرگری &#8221; می ‌نامیم ، یعنی : &#8221; فرایند انجام هر کاری با بیشترین سرعت و کمترین هزینه ممکن &#8220;.<br />
وقتی همه کارها باید دیروز انجام می ‌شد ، یعنی همه کارها عقب است ، دیگر زمانی برای بحث یا پرسیدن در مورد مساله ای وجود ندارد. اطاعتی کورکورانه نیاز است ، چرا که تنها با این روش می ‌توان پاسخ ‌گوی نیاز پیوسته به سریع‌تر بودن و کمتر مصرف کردن منابع بود.<br />
اما همانند هر کالای ارزان و بنجل دیگر ، مدیریت همبرگری نیز به خوبی کار نمی‌کند ، در حالی که کسانی که از آن استفاده می‌کنند همیشه توجیهی برای ندیدن این حقیقت ، که ناکارایی آنها به خاطر روش‌هایی است که به ‌کار می ‌برند ، پیدا می ‌کنند.. محصول این سیستم ، مدیرانی هستند که در دام تقاضاهای انباشته ‌شده گیر کرده‌اند ، زندانی روزمر‌گی شده ‌اند و زمانی برای دیدن فرصت‌ ها ندارند. در حالی که در بیشتر موارد تقاضاهای انباشته ‌شده از شرایط کاری واقعی مدیران ، ناشی نمی ‌شود و بر اثر چگونگی برخورد آنها با این موقعیت ‌ها است. آنها می ‌دانند که برخی از جنبه ‌های کاریشان مهمتر هستند ولی وقتی برای پرداختن به آنها پیدا نمی ‌کنند و همواره خود را زیر فشار زمانی احساس می ‌کنند.<br />
بیشترین خطر ، زمانی است که کسی فکر کند این مسایل گریز ناپذیرند. کسانی که اینگونه می ‌اندیشند معمولا خیلی پر کارند اما در پاسخ‌ گویی درست و موثر به تقاضاها کوتاهی می ‌کنند. این مدیران تقاضاها را به خاطر امتیازشان می پذیرند و سعی در پاسخ‌ گویی به آنها دارند و به ندرت از خود می ‌پرسند که &#8221; آیا واقعا این کار معنی می ‌دهد ؟ &#8221; و یا &#8221; می‌توان آن را به شیوه ‌ای دیگر انجام داد ؟ &#8220;. به خاطر احساس همیشگی زیر تیغ بودن ، این مدیران هرگز وقت کافی برای پرسیدن اینکه &#8221; آیا من دارم کار درستی انجام می دهم ؟ &#8221; را پیدا نمی ‌کنند.<br />
بیشتر مدیران نمی ‌توانند بپذیرند که یک روز پر از مشغولیات گوناگون غیر مرتبط ، به ‌واقع کم‌ کارترین روز است ، روزی که دست کم نظم فکری و بیشترین صرف انرژی عصبی را به دنبال دارد. نظر سنجی دیگری که نتایج آن در پی می ‌آید ، حاکی از آن است که تمام وقت و هزینه‌ ای که صرف آموزش مدیران برای چگونه بر انگیختن افراد می ‌شود ، به دلیل زیر بنای سیستم سازمانها که به ایجاد اثری مخالف پاداش می ‌دهد ، بیهوده است.<br />
یک مثال : مطالعه ‌ای که توسط گروه مشاوران مدیریت Hay Group صورت گرفته مشخص میکند که تنها ۱۵ درصد کارگران بریتانیایی خودشان را بسیار با انگیزه توصیف می ‌کنند و یک چهارم بیان کرده‌اند که مشکلی با شغل ‌شان ندارند. ۱۰ درصد گفته ‌اند که کاملا بی ‌انگیزه‌اند. کمتر از نصف آنها اظهار کرده‌ اند که شغل ‌شان را دوست دارند و تنها ۱۷ درصد عنوان کرده ‌اند که در شغل رویایی خود هستند.<br />
بنابر این به نظر می ‌رسد مدیران کارنامه ضعیفی در مورد انگیزش کارکنان خود ارایه داده‌اند. اما نباید تنها مدیران را گناهکار دانست. این مشکل به ماهیت محیط کاری امروزی باز می ‌گردد. در رویارویی با سر رسیدهایی که به سرعت از راه می ‌رسند ، فشار مستمر برای از گوشه و کنار هر چیز زدن ، تعیین هدفهای کوتاه مدت بی ‌معنی و فراهم نیاوردن زمان و فضای لازم برای درست انجام دادن کارها ، ایجاد انگیزه قوی در افراد ، یک معجزه است. هنگامی که سیستم ، وقت لازم برای انجام کار خوب را به افراد نمی ‌دهد ، منابع مورد احتیاجشان در اختیارشان قرار نمی ‌گیرد و هماهنگی مناسبی بین زندگی کاری و خانوادگی وجود ندارد تا فعالیت ‌هایشان را پشتیبانی کند ، نمی ‌توان به گونه ای مصنوعی افراد را بر انگیخت. در مورد خود مدیران چطور ؟ آنها نیز موقعیت خوبی ندارند. ترکیب کاغذ بازیها ، فشارهایی که هر روز بیشتر می ‌شود و نبود پشتیبانی مناسب از جانب روسا ، بوروکراسی کور ، منابع ضعیف و نبود اصول راهنمای لازم برای کمک ، از جمله مشکلات آنها است.<br />
کمتر از نصف آنها اعتقاد دارند که از تمام مهارت‌ هایشان در شغل ‌شان استفاده می ‌کنند و تنها ۳ نفر از ۱۰ نفر بیان می ‌کنند که : &#8221; تمام توان ‌شان را به کار می ‌گیرند &#8220;. بیش از یک سوم مدیران در مروری به دوره‌های کاری ‌شان ، وقتی به عقب باز می ‌گردند آرزو می ‌کنند که مهارتهای بیشتری کسب کرده بودند و بیشتر از دو سوم آنها فکر می ‌کنند که احتیاج به تبادل نظر بیشتری با همتایان و همکاران خود دارند. بنابر این ، اینکه سازمانها را تنها شامل مدیران بدانیم ، بدین معنا که مدیریت تنها جزء سازمان است که همه احساس نارضایتی ‌ها و مشکلات به آن باز می ‌گردد و یا مدیران را دوای هر دردی بدانیم ، در حالی ‌که بسیاری از مسایل پیش آمده در سطح عملیاتی به آنها مربوط نمی ‌شود ، اشتباه است.<br />
مدیریت آهسته در جستجوی دیدگاه ‌های دیگری است که روی توسعه مفاهیم اقتصادی &#8211; اجتماعی سازمانها و سازماندهی تمرکز دارند. مدیریت آهسته هم به مدیران اجرایی و هم به کارگران توجه دارد و با هدف حمایت از مدیر و کارگر در به ‌دست آوردن کیفیت حقیقی ، مدیران را به عنوان متخصصانی که کارهای روزمره را سازماندهی می ‌کنند در نظر می ‌گیرد. مدیریت آهسته این پرسش را مطرح می ‌کند که : &#8221; در شرایطی که فلسفه مدیریت و تجارت ، خلق ارزش است و این موضوعی نیست که به سرعت اتفاق بیفتد ، آیا مدیران حق دارند به هر بهایی سریع باشند ؟ &#8220;.<br />
در حال حاضر واژه ارزش اهمیت واقعی خود را از دست داده است. چشایر (Cheshire) تعریف نوآوری را در مقاله &#8221; نوآوری آهسته از ارزش &#8221; این‌ گونه یاد می‌ کند : &#8221; نوآوری ، ترکیبی از خلاقیت و دانش است که خلق ارزش را جستجو می ‌کند. آنچه که ما در دهه گذشته با آن رو به ‌رو بودیم ، حرکت سریع کسب و کار بود و این یعنی پایان خلق ارزش. مدیریت دیگر به این موضوع توجهی نداشته و در عوض به خلق پول می ‌پردازد و عددها و رقمها را اداره می کند. برای آنکه خلق ارزش دوباره هدف اصلی کسب و کار شود ، باید آهسته ‌تر حرکت کرد. اما پارادایم و الگویی که مدیران را به این خواسته برساند و ابزاری که مدیریت را آهسته ‌تر کند و توجه به مسئولیتهای اجتماعی شرکتها و اخلاقیات و توسعه پایدار را پیوسته مورد نظر آنها قرار دهد ، در دست نیست و این چالشی واقعی برای کسب و کار امروزی است. ما باید توجه ‌مان را معطوف به خلق ارزش کنیم. خلق ارزش برای همه و نه خلق پول برای عده‌ای معدود. &#8221; چشایر بر این باور است که : &#8221; در جهان آهسته ، هدر رفتن و زیان کمتری وجود دارد و زمان ، قدرت ابتکار بیشتری را برای استفاده از منابع در اختیار قرار می ‌دهد. &#8221;</p>
<p><em>منابع :</em></p>
<p><em>www.vanwoodman.com<br />
www.slowcompany.com<br />
www.cookinglight.com</em></p>
<p><em>ترجمه :</em></p>
<p>http://iran-eng.com</p>
<hr />

<strong>آیا <a href="http://shamag.ir">شامگ</a> را دیده‌اید؟ </strong>
<p><small>©  <a href="http://e-mg.org">پرتال آنلاین گروه مدیریت دانشگاه گیلان</a>, 2010. |
<a href="http://e-mg.org/1389/01/slow-management/">Permalink</a> |
<a href="http://e-mg.org/1389/01/slow-management/#comments">No comment</a> |
Add to
<a href="http://del.icio.us/post?url=http://e-mg.org/1389/01/slow-management/&title=مدیریت ِ آهسته">del.icio.us</a>
<br/>
Post tags: <a href="http://e-mg.org/tag/slow-management/" rel="tag">slow management</a>, <a href="http://e-mg.org/tag/%d9%85%d8%af%db%8c%d8%b1%db%8c%d8%aa-%d9%90-%d8%a2%d9%87%d8%b3%d8%aa%d9%87/" rel="tag">مدیریت ِ آهسته</a><br/>
</small></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://e-mg.org/1389/01/slow-management/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>نکته‌های اساسی برای مدیران کوچک</title>
		<link>http://e-mg.org/1389/01/6point-to-managers/</link>
		<comments>http://e-mg.org/1389/01/6point-to-managers/#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 23 Mar 2010 07:39:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>مهدیه تاری</dc:creator>
				<category><![CDATA[تئوری‌های مدیریتی]]></category>
		<category><![CDATA[دانلود]]></category>
		<category><![CDATA[مقالات]]></category>
		<category><![CDATA[نكته‌هاي اساسي براي مديران كوچك]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://e-mg.org/?p=543</guid>
		<description><![CDATA[از آخرین مهمانی خانوادگی که به تازگی گرد هم آمده بودیم، خواهرزاده ۹ساله‌ام با مداد رنگی‌هایش روی تکه‌های کاغذی که پیدا کرده بود، اشکالی از حیوانات را نقاشی می‌کرد. اولین اسبی که نقاشی کرد بسیار زیبا بود و ترکیبی از طیف‌های آبی و زرد و سبز در آنها دیده می‌شود و در زمینی پر از [...]]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>از آخرین مهمانی خانوادگی که به تازگی گرد هم آمده بودیم، خواهرزاده ۹ساله‌ام با مداد رنگی‌هایش روی تکه‌های کاغذی که پیدا کرده بود، اشکالی از حیوانات را نقاشی می‌کرد.</p>
<table style="height: 11px;" dir="rtl" border="0" cellspacing="0" cellpadding="0" width="7" align="left">
<tbody>
<tr>
<td width="100%"></td>
</tr>
</tbody>
</table>
<p>اولین اسبی که نقاشی کرد بسیار زیبا بود و ترکیبی از طیف‌های آبی و زرد و سبز در آنها دیده می‌شود و در زمینی پر از علف‌های بلند، زانو زده بود.</p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>این موضوع چه ارتباطی با مدیریت دارد؟</strong></span></p>
<p>خیلی ربط دارد. بقیه مطالب این مقاله را بخوانید&#8230;<br />
<span style="color: #ff0000;"><strong> </strong></span></p>
<p><span style="color: #ff0000;"><strong>علاقه و انگیزه </strong></span></p>
<p>خواهر زاده من چند اسب دیگر هم نقاشی کرد که همه آنها به زیبایی و هنرمندانه سایه زده شده بود. همه آنها را به پدربزرگ و مادربزرگ و تنها عمویش داد. من تحت تاثیر حس زیبایی، تناسب و توازن رنگ‌هایی بودم که او در رنگ‌آمیزی اسب‌هایش به کار برده بود. همچنین برایم بسیار جالب بود که او با این سن و سال با این مهارت می‌تواند اسب را به این زیبایی طوری طراحی کند که واقعا شبیه اسب شود. در پایان روز یکی از اسبهایش را به خواهرم هدیه کرد. به مزاح و خنده از او پرسیدم پس اسب من کو؟<br />
با حالتی بسیار جدی به سوی من برگشت و پرسید: می‌خواهی اسبت چه رنگی باشد؟ من هم رنگ قرمز را انتخاب کردم.<br />
ظرف چند دقیقه دوباره بازگشت و اسب قرمزی را که طراحی کرده بود به من داد. اسب قشنگی بود و همسرم آن را روی در یخچال چسبانده است، اما قرمز یکنواخت و یک دست بدون هیچ تنوع طیفی بود.<br />
اصلا هنرمندانه نبود و حرکت امواج رنگی که روی اسب‌‌های دیگرش کشیده بود هرگز روی این اسب دیده نمی‌شد.<br />
دقت کنید چه می‌خواهید<br />
آیا هرگز چنین تجربه‌ای را در کار داشته‌اید؟ نحوه انجام کار یکی از کارمندانتان شما را تحت تاثیر قرار داده و باعث شده تا شما یکی از آن نوع کار را دوباره سفارش دهید. او کار را به انجام رسانده، اما از آنچه شما می‌خواستید فاصله دارد. فکر می‌کنید چرا این اتفاق افتاد؟ از آنچه من به خواهرزاده‌ام سفارش دادم و آنچه او به من تحویل داد چه درسی می‌‌توانیم بیاموزیم که به درد یک مدیر بخورد؟<br />
آنچه نباید انجام دهیم<br />
مسلما درخواست من از خواهرزاده‌ام همراه با شوخی و مزاح بود، بدون اینکه نتیجه آن برایم اهمیتی داشته باشد، اما آنچه که من در خواهشم از خواهرزاده‌ام اشتباه کردم موارد زیر است:<br />
*واضح و روشن به او تفهیم نکردم که می‌خواهم تولید نهایی چه چیزی باشد.<br />
*آن تلاش‌ و اقداماتی که او باید انجام دهد را به او نگفتم.<br />
*او را در طرح و برنامه مورد نظر خودم شرکت ندادم.<br />
*در مراحل تکمیل کار بر فعالیت او نظارتی نداشتم.<br />
* مدت زمان خاصی برای تکمیل کار تعیین نکردم.<br />
*انگیزه کافی برای انجام کار به او ندادم.<br />
تمام این موارد می‌تواند در مورد کارمندان شما هم صدق کند. در صورتی که بخواهید بهترین عملکرد را از آنها دریافت کنید بهتر است کلیه اطلاعات لازم درباره تولید مورد نظر را به آنها بدهید تا موفق شوند. بگذارید دقیقا بدانند شما از آنها چه انتظاری دارید. بگذارید بدانند آنچه به عنوان موفقیت محسوب می‌شود از نظر شما چیست. آنها را در برنامه‌ریزی پروژه شرکت دهید. سپس، از همه مهم‌تر اینکه انگیزه کاری برای آنها ایجاد کنید تا نهایت تلاششان را برای بهتر انجام دادن به کار ببرند.<br />
انگیزش و رضایتمندی<br />
همه ما در مورد چیزهایی که لذت می‌بریم بیشترین تلاشمان را به‌کار می‌بریم. من مدیر شدم چون به خوبی می‌توانم برنامه‌ریزی کنم و راهنمایی‌ها و هدایت لازم را در مورد طرح و برنامه‌ام اجرا کنم. مدیریت را به خوبی انجام می‌دهم، چون برایش وقت صرف می‌کنم. بر روی زمانی که صرف می‌کنم مدیریت دارم و از این مدیریت لذت می‌برم. اگر در میان کارمندانتان کسی را دارید که دوست دارد مدام بیرون برود و کارهای بیرون از شرکت را انجام دهد، او را در دفتر کار اسیر نکنید تا خسته و کسل نشود، چون به زودی اشتباهاتش در کار بیشتر می‌شود و درنهایت اینکه از کوره در می‌رود و تحملش تمام می‌شود. هرگز کارمند خجالتی و درون‌گرای خود را در بخش فروش نگذارید که تلفن مشتری‌ها را به سردی پاسخ می‌دهد. او از این کار متنفر است و میزان فروش را کاهش خواهد داد. هرگز فرد خیالباف و حواس‌پرت را در بخش‌های مربوط به حسابداری نگذارید و از افرادی که زیاد به جزئیات می‌پردازند در مسوولیت یک پروژه یا طرح استفاده نکنید.<br />
آنچه به درستی انجام دادم<br />
اگر آنچه خواهرزاده‌ام انجام داده بود دقیقا همانی بود که من می‌خواستم، کار بسیار زیبایی می‌شد. در اینجا به چند مورد از کارهایی که باید انجام می‌شد و من به درستی انجام دادم اشاره می‌کنم:<br />
*از او خواستم که کار معینی را برای من انجام دهد.<br />
*به او گفتم که از طرح‌های قبلی‌اش خوشم آمده است.<br />
*روی جزئیات کار او دخالت نکردم.<br />
*از کاری که برای من انجام داده بود تشکر کردم.<br />
شما هم امتحان کنید:<br />
پس از واگذار کردن کار، اگر می‌بینید محصول کار آن چیزی نیست که شما می‌خواهید، به آغاز کار برگردید و بررسی کنید چه کاری را اشتباه انجام داده‌اید- مثل آنچه من انجام دادم.<br />
پس می‌فهمید کجای کار اشتباه است. حتما به او بگویید که کدام قسمت‌ها را درست انجام داده است و از تلاش او تشکر کنید. اگر نیروهای تقویت‌کننده مثبت در کارتان اعمال نکنید ممکن است برخی موارد مورد انتظارتان درست از آب در نیاید.</p>
<p><em><span style="font-family: tahoma; color: #003366;">مترجم: مریم  صدیق‌زنده </span></em></p>
<p><em><span style="font-family: tahoma; color: #003366;">منبع : روزنامه‌ی دنیای اقتصاد &#8211; ۲۸ آبان ۱۳۸۶<br />
</span></em></p>
<hr />

<strong>آیا <a href="http://shamag.ir">شامگ</a> را دیده‌اید؟ </strong>
<p><small>©  <a href="http://e-mg.org">پرتال آنلاین گروه مدیریت دانشگاه گیلان</a>, 2010. |
<a href="http://e-mg.org/1389/01/6point-to-managers/">Permalink</a> |
<a href="http://e-mg.org/1389/01/6point-to-managers/#comments">One comment</a> |
Add to
<a href="http://del.icio.us/post?url=http://e-mg.org/1389/01/6point-to-managers/&title=نکته‌های اساسی برای مدیران کوچک">del.icio.us</a>
<br/>
Post tags: <a href="http://e-mg.org/tag/%d9%86%d9%83%d8%aa%d9%87%e2%80%8c%d9%87%d8%a7%d9%8a-%d8%a7%d8%b3%d8%a7%d8%b3%d9%8a-%d8%a8%d8%b1%d8%a7%d9%8a-%d9%85%d8%af%d9%8a%d8%b1%d8%a7%d9%86-%d9%83%d9%88%da%86%d9%83/" rel="tag">نكته‌هاي اساسي براي مديران كوچك</a><br/>
</small></p>]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://e-mg.org/1389/01/6point-to-managers/feed/</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

