بایگانی | داستان های مدیریتی خوراک RSS برای این قسمت

حکایت مدیریتی؛ زیر دستان

یک روز آفتابی در جنگلی سرسبز شیری بیرون غارش دراز کشیده بود و حمام آفتاب میگرفت. روباهی که در حال گذر از آنجا بود با دیدن شیر توقف کرد.. -         آقا شیره میشه بگی ساعت چنده؟… ساعت من خرابه… -         خرابه؟ خوب بده برات سریع تعمیرش میکنم. -         جدی؟… اما ساعت من خیلی ظریفه و [...]

ادامه مطلب
سی ثانیه از تجارب برایان دایسون

سی ثانیه از تجارب برایان دایسون

برایان دایسون – مدیر اجرایی اسبق شرکت کوکا کولا : هیچ‌وقت از ریسک کردن نهراسیم. چرا که به ما این فرصت را خواهد داد تا شجاعت را یاد بگیریم فرض کنید زندگی همچون یک بازی است. قاعده این بازی چنین است که بایستی پنج توپ را در آن واحد در هوا نگهدارید و مانع افتادنشان [...]

ادامه مطلب
مرد بیکار و ایمیل

مرد بیکار و ایمیل

داستان ارسالی از خانم الهام دوراندیش لنگرودی -دانشجوی مدیریت دانشگاه گیلان: مرد بیکاری برای سِمَتِ آبدارچی در مایکروسافت تقاضا داد. رئیس هیئت مدیره مصاحبه‌ش کرد و تمیز کردن زمین‌ش رو به عنوان نمونه کار دید و گفت:

ادامه مطلب
نام اتومبیل ها

نام اتومبیل ها

این مطلب شاید خیلی مدیریتی به نظر نیاید.اما دربر دارنده اطلاعات جالبی از طرز تفکر بازار درباره‌ی  محصولات این برندها است.

ادامه مطلب
مصاحبه شغلی

مصاحبه شغلی

در پایان مصاحبه شغلی برای استخدام در شرکتی، مدیر منابع انسانی شرکت از مهندس جوان صفر کیلومتر ام آی تی پرسید: «و برای شروع کار، حقوق مورد انتظار شما چیست؟»

ادامه مطلب
مشارکت کارکنان

مشارکت کارکنان

به عنوان یک مدیر، حتماً میدونید که اگر کارکنان را برای حل مسائل و مشکلات درگیر موضوع کنید، چه نتایج فوق العاده ای می گیرید.

ادامه مطلب
درسی از مک‌دونالد

درسی از مک‌دونالد

شرکت مک دونالد شعبه عربستان، در یک اقدام تبلیغاتی برای جام جهانی ۲۰۰۲ ، ‏روی کیسه ها،بسته بندی ها و پاکت هایی که به مشتری می داد،پرچم تمام کشور ‏های شرکت کننده در جام جهانی ۲۰۰۲ را چاپ کرد.این یک اقدام تبلیغاتی بود برای ‏فروش بیشتر.چون عربستان یکی از کشورهای شرکت کننده در این جام [...]

ادامه مطلب
حساسیت خودرو به بستنی وانیلی

حساسیت خودرو به بستنی وانیلی

بخش پونتیاک شرکت خودروسازی جنرال موتورز شکایتی را از یک مشتری با این مضمون دریافت کرد: این دومین باری است که برایتان می نویسم و برای این که بار قبل پاسخی نداده اید، گلایه ای ندارم ؛ چراکه موضوع از نظر من نیز احمقانه است! به هر حال ، موضوع این است که طبق یک [...]

ادامه مطلب
همیشه یک گام به جلو

همیشه یک گام به جلو

روزی دو شکارچی برای شکار به جنگلی می روند . در حین شکار ناگهان خرس گرسنه ای را می بینند که قصد حمله به آنها را دارد. با دیدن این خرس گرسنه هر دوی آنها پا به فرار می گذارند …..

ادامه مطلب
اثر بخشی

اثر بخشی

آقاى جک، رفته بود استخدام بشود . صورتش را شش تیغه کرده بود و کراوات تازه اش را به گردنش بسته بود و لباس پلو خورى اش را پوشیده بود و حاضر شده بود تا به پرسش هاى مدیر شرکت جواب بدهد . آقاى مدیر شرکت، بجاى اینکه مثل نکیر و منکر از آقاى جک [...]

ادامه مطلب